غزل شمارهٔ ۱۶۲۳
ز زلف و روی توتا دیدهام سیاه و سفیدبه جای دیده پسندیدهام سیاه و سفید
ز خط و روی توکایینهٔ فریبنماستز شام و صبح چه فهمیدهام سیاه و سفید
ازآن زمانکه به سرگشتگیست نسبت منبه رنگ خامه بسی دیدهام سیاه و سفید
مژه به نرگس نیرنگساز او میگفتغزالهای چو تو نشنیدهام سیاه و سفید
ز بس شرار خیال تو در نظر دارمچو داغ پنبه بود دیدهام سیاه و سفید
ز داغهای دل و اشک چشم تر بیدلگل بهار جنون چیدهام سیاه و سفید