گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انافتاب۱۰ بیت
ای جلوهٔ تو سرشکن شان آفتابخندیده مطلع تو به دیوان آفتاب
پیغام عجز من ز غرورت شنیدنی‌ستمکتوب سایه دارم و عنوان آفتاب
در هرکجا نگاه پر افشان روز بودشوق تو د‌اشت اینهمه سامان آفتاب
شب محو انتظارتو بودم دمید صبحگشتم به یاد روی تو قربان آفتاب
چون سایه پایمال خس و خار بهتر استآن سرکه نیست‌گرم ز احسان آفتاب
از چرخ سفله‌کام چه جویم‌که این خسیسهر شب نهان‌کند به بغل نان آفتاب
همت به جهد شبنم ما نازمی‌کندبستیم اشک خویش به مژگان آفتاب
ای لعل یار ضبط تبسم مروت استتا نشکنی به خنده نمکدان آفتاب
چون ماه نو ز شهرت رسوایی‌ام مپرسچاکی کشیده‌ام زگریبان آفتاب
بیدل به حسن مطلع نازش چسان رسیمما راکه ذره ساخته حیران آفتاب