گنج

غزل شمارهٔ ۷۲۹

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: نگیست۱۲ بیت
دل را به خیال خط او سیر فرنگیستاین آینه صاحب‌نظر از سرمهٔ زنگیست
غافل مشو از سیر تماشاگه داغمهر برگ گلی زین چمن آیینهٔ زنگیست
در گلخن وحشتکدهٔ فرصت امکاندودی‌، شرری چند شتابی و درنگیست
چون بشکند این ساز، چه خشم و چه مدارازیر و بم تار نفست صلحی و جنگیست
از اهل تکبر مطلب ساز شکفتنچین ‌بر رخ ‌این ‌شعله ‌مزاجان ‌رگ سنگیست
محمل کش صف قافله بیتابی شوقیمچاک دل ما هم جرس ناله به چنگیست
جهدی که برآیی زکمانخانهٔ آفاقنخجیر مراد دو جهان صید خدنگیست
حیرت مگر از دل ‌کند ایجاد فضاییورنه چو نگه خانهٔ ما گوشهٔ تنگیست
چون لاله ز بس‌گرمرو حسرت داغمصحرا ز نشان قدمم پشت پلنگیست
آزادگی موج‌، زگوهر چه خیالی‌ستتمکین به ره قطرهٔ ما پشتهٔ سنگیست
چون شمع ز بس آینه سامان بهارمتا ناوک آهم‌ سر و برگش پر رنگیست
بیدل‌گهر عشق به بحری است‌که آنجاآیینهٔ هر قطره‌گریبان نهنگیست