گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۲۲

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رگوشم۱۰ بیت
ز حرف راحت اسباب دنیا پنبه درگوشممباد از بستر مخمل رباید خواب خرگوشم
شنیدن شد دلیل اینقدر بی‌صرفه‌ گوییهازبان هم لال می‌گردید اگر می‌بود کر گوشم
حدیث عشق سر کن ‌گر علاج غفلتم خواهیکه این افسانه آتش دارد و من پنبه درگوشم
نواها داشت ساز عبرت این انجمن امانگردید از کری قابل تمیز خیر و شر گوشم
به رنگ چنبر دف آنقدر از خود تهی ‌گشتمکه سعی غیر می‌بندد صدای خویش درگوشم
سفیدی می‌کند از پنبه اینجا چشم امیدینوای عالم آشوبی ‌که دارد در نظر گوشم
به ذوق مژده وصل آنقدر بیتاب پروازمکه چون گل می‌تواند ریخت رنگ بال و پر گوشم
به درس بی‌تمیزی چند خون سعی می‌ریزمچو شور عشق باید خواند افسونی به هرگوشم
ز ساز هر دو عالم نغمهٔ دلدار می‌جوشدکدامین پنبه سیماب تو شد ای بیخبر گوشم
مگر آواز پایی بشنوم بیدل درین وادیبه رنگ نقش پا در راه حسرت سر بسر گوشم