گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۴۲

کو رنگ‌، چه بو؟ جلوهٔ یارست ببینیدگل نیست همان لاله‌عذارست ببینید
زبن برگ ‌گلی چند که آیینهٔ رنگندآن دست‌ که بیرون نگارست ببینید
آفاق به عرض اثر خویش اسیرستصیّاد همین گرد شکارست ببینید
بر صفحهٔ آتش‌زدهٔ عمر منازبدفرصت چقدر سبحه‌ شمارست ببینید
این دشت که جولانگه صد رنگ تمناستای آبله‌پایان همه خارست ببینید
خونگرمی عشق آینه‌پرداز ‌بهارستکو غنچه چه‌گل‌بوس و کنارست ببینید
یک سجده نپیمود طلب بی‌عرق شرمپیشانی ما آبله‌دارست ببینید
آن رنگ کز اندیشه برون است خیالشدیگر نتوان دید بهارست ببینید
عمری‌ست تماشاکدهٔ شوخی نازیمآیینهٔ ما با که دچارست ببینید
بیدل ز نفس آینه‌ام یأس خروش استکای دیده‌وران این چه غبارست ببینید