غزل شمارهٔ ۱۶۶۸
در هوسگاه عالم بیکاراگرت ناخنیست، سر میخار
مگذر از عشرت برهنهسریپایپیچ است پیچش دستار
فرصتی نیست نقد کیسهٔ صبحای هوا مایهات! نفس بشمار
فکر جولان مکن که روی زمیناز هجوم دل است آبلهزار
چون نگین بهر سجدهٔ نامیبستهایم از خط جبین زنار
سیر مجمل، مفصلی دارددانه مُهریست بر سر طومار
چیست معمورهٔ فریب جهاندل بنای شکستگی معمار
شش جهت از دل دو نیم پر استخاطرت خوش که گندم است انبار
غره منشین به حاصل دنیانیست جز مرگ، نقد کیسهٔ مار
کینهخیز است طبعهای درشتسنگ باشد زمین تخم شرار
چون گهر کسب عزت آسان نیستسر به کف گیر و آبرو بردار
بیدل افسانه بشنو و تن زنشب دراز است وگفتوگو بیکار