گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۲۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنکند۱۲ بیت
طبع دانا الم دهر مکدر نکندگرد بر روی ‌گهر آن همه لنگر نکند
به خیالی نتوان غرهٔ تحقیق شدنگر همه حسن دمد آینه باور نکند
می‌دهد عاقبت‌ کار حسد سینه به زخمبدرگی تا به‌کجا تکیه به نشتر نکند
در خرابات‌، شیاطین نسبان بسیارنددختر رز جلبی نیست ‌که شوهر نکند
بی‌زری ممتحن جوهر انسانی نیستآدم آنست‌ که مال و حشمش خر نکند
شیشهٔ حرص به صهبای قناعت پرکنکز تنگ‌حوصلگی ناله به ساغر نکند
مجلس‌آرای هوس با تو حسابی داردتا نسوزد دلت آرایش مجمر نکند
به نگاهی چو شرر قانع پیدایی باشتا ترا در نظر خلق مکرر نکند
شبنم‌ گلشن ایجاد خجالت داردصبح تصویر بر آ تا نفست تر نکند
شوق دل حسرت‌ گلزار حضوری داردهمچو طاووس چرا آینه دفتر نکند
خاک درگاه مذلت ز چه اکسیرکم استکیمیا گو مس بیقدر مرا زر نکند
عشوهٔ الفت دنیا نخرد بیدل مانقد دل باخته سودای محقر نکند