گنج

غزل شمارهٔ ۱۷۰۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رگیر۱۰ بیت
در عشق زپرواز نفس آینه برگیرهرچند رهت قطع شود باز ز سر گیر
تا کی چو گهر در گره قطره فسردنتوفان شو و آفاق به یک دیدهٔ تر گیر
در ملک شهادت دیت است آنچه بیابندای ناله تو هم خون شو و دامان اثر گیر
خودداری و اندیشهٔ دیدار خیالستدل را به تپش آب کن و آینه برگیر
تا چند زبان ‌گرم‌ کند مجلس لافتای شعله دمی با نفس سوخته برگیر
آیینهٔ اسرار دو عالم دل جمعستسر وقت‌ گریبان‌ کن و دریا به‌ گهر گیر
حیرت خبر از زشتی آفاق نداردآیینه شو و هرچه بود عیب، هنر گیر
پروانهٔ دیدار، نفس سوختگانندمن رفته‌ام از خویش ز آیینه خبر گیر
بر باد دهد تا کی ات این هرزه‌ نگاهیخود را دمی از بستن مژگان ته پر گیر
بیدل نفسی چند چو مزدور حبابتاز بار نفس چاره محال است به سر گیر