گنج

غزل شمارهٔ ۳۷۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابرادریاب۱۰ بیت
ببند چشم و خط هرکتاب را دریابز وضع این دو نقط انتخاب را دریاب
جهان خفته به هذیان ترانه‌ها داردتوگوش واکن و تعبیر خواب را دریاب
هزار رنگ من و ما ودیعت نفسی‌ستدو دم قیامت روز حساب را دریاب
بهار می‌گذرد مفت فرصت است ای شیخقدح به خون ورع زن شراب را دریاب
شرارکاغذ و پرواز ناز جای حیاستدماغ عالم پا در رکاب را دریاب
قضا ز خلقت بی‌حاصلت‌ نداشت غرضجز اینکه رنگ جهان خراب را دریاب
غبار جسم حجاب جهانی نورانی‌ستز ننگ سایه برآ آفتاب را دریاب
چه نکته‌ها که ندارد کتاب‌خاموشینفس بدزد و سؤال و جواب را دریاب
درون آینه بیرون نشسته است اینجابه جلوه‌گر نرسیدی نقاب را دریاب
اگر جهان قدح از باده پرکند بیدلتو تردماغی چشم پرآب را دریاب