گنج

غزل شمارهٔ ۱۹۶۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ردهام۱۰ بیت
در راه عشق توشهٔ امنی نبرده‌اماز دیر تا به ‌کعبه همین سنگ خورده‌ام
هستی جنون معاملهٔ صبح و شبنم استاشکی چکیده تا رگ آهی فشرده‌ام
محمل کش تصور خلد انتظار کیستگامیست آرزو که به راهی سپرده‌ام
پیری هزار رنگ ملالم ز مو دماندتا روشنت شود چقدر سالخورده‌ام
امروز نامه‌ام ز بر یار می‌رسدمن گام قاصد از تپش دل شمرده‌ام
در یاد جلوه‌ای که بهشت تصور استآهی نکرد گل ‌که به باغش نبرده‌ام
اجزای من قلمرو نیرنگ ناز اوستنقاش خامه گیر ز موی سترده‌ام
خجلت چو شمع‌ کشته ز داغم نمی‌رودآیینه زنگ بسته ز وضع فسرد‌ه‌ام
گامی به جلوه آی و ز رنگم برآرگرداز خویش رفتنی به خرامت سپرده‌ام
در خاک تربتم نفسی می‌زند غباربیدل هنوز زندهٔ عشقم‌، نمرده‌ام