گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۰۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یرمیخواهم۱۲ بیت
ز دل چون غنچه یک چاک‌ گریبانگیر می‌خواهمگشاد کار خود بی‌ناخن تدبیر می‌خواهم
نی‌ام مخمور می‌ کز قلقل مینا به جوش آیمسیه مست جنونم غلغل زنجیر می‌خواهم
به‌ کوثر گر زند ساغر ندارد بسملم سیریدم آبی اگر می‌خواهم از شمشیر می‌خواهم
بنایم ننگ ویرانی‌ کشید از دست جمعیتغبار دامن زلفی پی تعمیر می‌خواهم
ز آتش‌ کاش احرام جنون بندد سپند منبه وحشت جستنی زین خانهٔ دلگیر می‌خواهم
به هر مویم هجوم جلوه خوابانده‌ست مژگانهاز شوقت جنبشی چون خامهٔ تصویر می‌خواهم
به بوی غنچه نسبت‌ کرده‌ام طرز کلامت رازبان برگ گل در عذر این تقصیر می‌خواهم
درین صحرا جنون هرزه فکر دامها دارددو عالم جسته است از خویش و من نخجیر می‌خواهم
لب سوفارم از خمیازه‌های بی‌پر و بالیز گردون مقوس همتی چون تیر می‌خواهم
حصول مطلب از ذوق تمنا می‌کند غافلزمان انتظار هر چه باشد دیر می‌خواهم
به رنگ من برون آید کسی تا قدر من داندبه این امید طفلی را که خواهم پیر می‌خواهم
ز حد بگذشت بیدل مستی شور جنون منبه چوب‌ گل چو بلبل اندکی تعزیر می‌خواهم