گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۹۹

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ارخواهمکرد۱۵ بیت
گر کمال اختیار خواهم کردنیستی آشکار خواهم کرد
جیب هستی قماش رسوایی‌ستبه نفس تار تار خواهم کرد
صفر چندی‌ گر از میان بردمیک خود را هزار خواهم‌کرد
کس سوال مرا جواب نگفتناله در کوهسار خواهم کرد
دور گل گر گذشت گو بگذریک‌، دو ساغر بهار خواهم کرد
شوق تا انحصار نپذیردوصل را انتظار خواهم ‌کرد
داغ آهی اگر بهار کندسرو و گل اعتبار خواهم‌ کرد
گر به خلدم برند و گر به جحیمیاد آن گلعذار خواهم کرد
اینقدر جرم ننگ عفو مبادهرچه کردم دوبار خواهم کرد
صد فلک انتظار می‌بالدبا که خود را دچار خواهم‌ کرد
انجمن‌ گر دلیل عبرت نیستسیر شمع مزار خواهم کرد
در عدم آخر از هوای خطیخاک خود را غبار خواهم ‌کرد
وضع‌ آغوش وصل‌ ممکن نیستاز دو عالم کنار خواهم کرد
آسمان سرنگون بیکاری‌ستمن‌که هیچم چه‌ کار خواهم ‌کرد
بیدل از صحبتم کنار گزینفرصتم من فرار خواهم کرد