گنج

غزل شمارهٔ ۶۵۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اخواهدشکست۱۲ بیت
چون حبابم، شیشهٔ دل هر کجا خواهد شکستآن سوی نُه محفل امکان صدا خواهد شکست
ناتوانی گر به این سامان بساط‌آرا شودعالمی طرف کلاه از رنگ ما خواهد شکست
سعی افسر گر سر ما را ز سودا وانداشتآبله در دامن تسلیم پا خواهد شکست
صبر کن ای شیشه بر سنگ جفای محتسبگردن این دشمن عشرت‌، خدا خواهد شکست
از تعصب، جاهلان دین هدا را دشمنندعاقبت در چنگ این کوران، عصا خواهد شکست
فصل گل، ارباب تقوا را ز مستی چاره نیستتوبه موج باده خواهد گشت یا خواهد شکست
از تلاش ناتوانان حکم جرأت برده‌اندرنگ ما گر نشکند خود را، که را خواهد شکست‌؟
بر فسون‌های امل مغرور جمعیت مباشعمر معشوق است و پیمان وفا خواهد شکست
سخت دشوار است منع وحشت آزادگانسرمه گردد کوه، اگر رنگ صدا خواهد شکست
دور گردون گر به کام ما نگردد، گو مگردناامیدی هم خمار مدعا خواهد شکست
برگ گل ظلم است اگر خواهی بر آتش داشتندست بر خونم مزن، رنگ حنا خواهد شکست
ما به امید شکست توبه بیدل زنده‌ایمسخت پرهیزی‌ست، گر بیمار ما خواهد شکست