گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۹۲

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ابمطلق۱۱ بیت
ما سجدهٔ حضوریم محو جناب مطلقگمگشته همچو نوریم در آفتاب مطلق
در عالم تجرد یارب چه وانماییماو صد جمال جاوید ما یک نقاب مطلق
ای خلق پوچ هیچید بر وهم و ظن مپیچیدکافیست بر دو عالم این یک جواب مطلق
کم نیست‌گر به نامی از ما رسد پیامیشخص عدم چه دارد بیش ار خطاب مطلق
اوراق اعتبارات چندان که سیر کردیمدر نسخهٔ مقٌید بود انتخاب مطلق
خواهی برآسمان بین خواهی به خاک بنشینزیر و زبر جز این نیست وقف‌کتاب مطلق
افسانه‌های هستی در خلوت عدم ماندکس وا نکرد مژگان از بند خواب مطلق
شاید به برق عشقی از وهم پاک‌گردیماین نقش سنگ نتوان شستن به آب مطلق
تقریربیش و کم چند چشمی‌گشا وبنگرجز صفر بر نیاید هیچ از حساب مطلق
هر چند وارسیدیم زین انجمن ندیدیمبا یک جهان عمارت غیر از خراب مطلق
بیدل به رنگ‌گوهر زین بحر بر نیایدآب مقید ما غیر از شراب مطلق