گنج

غزل شمارهٔ ۱۸۷۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رداغ۱۱ بیت
عالم همه داغست و ندارد اثر داغدر لاله‌ستان نیست‌کسی را خبر داغ
دل قابل‌گل‌کردن اسرار جنون نیستدر زبر سیاهی است هنوزم سحر داغ
نقش پی خورشید همان ظلمت شام استاز شعله سراغی ندهد جز اثر داغ
محوکف خاکستر خویشم‌که تب عشقاخگر صفتم پنبه دماند از جگر داغ
عالم همه در دیدهٔ عشاق سیاه استبر دود تنیده است هجوم نظر داغ
کس ساغرتحقیق زتقلید نگیردتا دل بود از لاله نپرسی خبر داغ
رنگی دگر از گلشن رازم نتوان چیدنخلی است جنون شعله بهار ثمر داغ
عمری‌ست به‌حیرتکدهٔ عجز مقیممدر نقش قدم سوخت دماغ سفر داغ
فریادکه شد عمر ز نومیدی مطلبخاکی نفشاندیم جز آتش به سر داغ
از هیچ‌گلی بوی وفایی نشنیدیمدل داغ شد و حلقه زد آخر به در داغ
در زنگ خوش است آینهٔ سوخته جانانبیدل نکشی جامهٔ ماتم ز بر داغ