گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۵۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ر۷ بیت
دست داری برفشان چون کل در این‌کلزار زرداغ می‌خواهی بنه چون لاله درکهسار سر
تا مگر در بزمگاه عشق پروازت دهندهمچو پروانه به موج شعله‌ای بسپار پر
تو درون خانه مست خواب و در بیرون دردر غمت از حلقه دارد دیدهٔ بیدار در
دشمن مشق رسایی نیست جزنفس لعینکوش، آن دارد که ‌گشت از مکر این مکارکر
هر سحرگه غوطه‌ها در اشک بلبل می‌زندنیست از شبنم چمن را جامه و دستار تر
از غبار خاطر من جوهری آرد به‌کفبگذرد تیغ خیالش از دل ‌افگارگر
غیر بار عشق‌هر باری که‌هست‌افکندنی‌ستبیدل ار باری بری‌، باری به دوش این باربر