گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۸۰

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایابر۱۲ بیت
تا چند حسرت چمن و سایه‌های ابرکو گریه‌ای ‌که خنده کنم بر هوای ابر
افراط عیش دهر ز کلفت گران‌ترستدوش هوا پر آبله شد از ردای ابر
باید به روز عشرت مستان‌ گریستنمژگان اگر به نم نرسانند جای ابر
زاهد مباش منکر تردامنان عشقرحمت بهانه‌جوست در این لکه‌های ابر
چندین هزار تخم اجابت فراهم استدر سایهٔ بلندی دست دعای ابر
یارب در این چمن به چه اقبال می‌رسدچتر بهار و سایهٔ بال همای ابر
توفان به این شکوه نبوده‌ست موجزنچشم که پاک کرد به دامن هوای ابر
از اعتبار دست بشستن قیامت استافتاده است آب چو آتش قفای ابر
جیب جنون مباد ز خشکی به هم درّدزبن چشم تر که دوخته‌ام بر قبای ابر
جایی که ظرف همت مستان طلب کنندماییم و کاسهٔ می و دست گدای ابر
صبح بهار یاد تو در خاطرم گذشتچندان گریستم که تهی گشت جای ابر
عمری‌ست می‌کنم عرق ومی‌چکم به خاکبیدل سرشته‌اند گلم از حیای ابر