گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ازییدارد۱۰ بیت
خیالت در غبار دل صفاپردازیی داردپری در طبع سنگ افسون میناسازیی دارد
نمی‌دانم چسان پوشد کسی راز محبت راحیا هم با همه اخفا عرق غمازیی دارد
مژه بگشا وبنیاد هوس تا عشق آتش زنچراغ ناز این محفل شررپردازیی دارد
بیا رنگی بگردانیم مفت فرصت است اینجابهار بیخودی هم یک دو دم‌گلبازیی‌دارد
اگر از خود روم‌ کو تاب تا رنگی بگردانمبه آن عجزم‌که با من عجز هم طنازیی‌دارد
به دشت و در ندیدم از سراغ عافیت‌گردیخیال بیدماغ اکنون گریبان‌تازیی دارد
نقاب‌رنگ هرجا می‌دردآیینه‌دیدار استشب حیرت نگاهان‌ خوش ‌سحر پردازیی دارد
خدا کار بنای دل به ایمان ختم گرداندخیال چشم او امشب فرنگ آغازیی دارد
به افسون نفس مغرور هستی زیستن ‌تا کیبه هرجا این هوا گل می‌کند ناسازیی دارد
فلک هرچند عرض ناز اقبالت دهد بیدلنخواهی ‌غره شد این حیز پشت‌اندازیی ‌دارد