گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۳۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رعشقم۱۱ بیت
به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقمکه گردانید یارب اینقدر گرد سر عشقم
سیاهی می‌کنم اما برون از رنگ پیداییغبار عالم رازم سواد کشور عشقم
نه دنیا عبرت آموزم نه عقبا حسرت اندوزمبه هیچ آتش نمی‌سوزم سپند مجمر عشقم
به صیقل‌کم نمی‌گردد غرور زنگ خودبینیمگر آیینه بر سنگی زند روشنگر عشقم
عنان بگسست عمر و من همان خاک درش ماندمنشد این بادبان آخر حریف لنگر عشقم
غمم‌، دردم‌، سرشکم‌، ناله‌ام‌، خون دلم‌، داغمنمی‌دانم عرض ‌گل ‌کرده‌ام یا جوهر عشقم
گهی‌صلحم ،‌گهی‌جنگم‌،‌گهی‌مینا ،‌گهی‌سنگمدو عالم‌گردش رنگم جنون ساغر عشقم
چو شمع از گردنم حق وفا ساقط نمی‌گردددر آتش هم عرق دارم، خجالت‌پرور عشقم
نی‌ام نومید اگر روزی‌دو احرام هوس دارمکه من چون داغ، هرجا حلقه ‌گشتم، بر در عشقم
نه فخر کعبه دلخواهم، نه ننگ دیر اکراهمسر تسلیم و فَرَّش هرچه خواهی چاکر عشقم
ندارد موی مجنون شانه‌ای غیر از پریشانیچه امکان است بیدل جمع‌ گردم؟ دفتر عشقم