گنج

غزل شمارهٔ ۶۰۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ینگردیدهاست۱۰ بیت
واژگونی بسکه با وضعم قرین‌کردیده استسرنوشتم نیز چون نقش نگین گردیده است
عمرها شد چون نگاه دیده آیینه‌امحیرت دیدار حصن آهنین‌ گردیده است
داشتم چون صبح‌ گیر و دار شور محشریکز غم‌ کم فرصتی آه حزین‌ گردیده است
هیچ وضعی همچو آرامیدگی مقبول نیستشعله هم از داغ‌ گشتن دلنشین ‌گردیده است
گر به ‌نرمی خو کند طبعت حلاوت ‌صید تستهرکجا مومیست دام انگبین‌ گردیده است
بی‌محابا از سر افتادگان نتوان گذشتخاک ازیک ‌نقش پا صد جبهه چین‌ گردیده است
همچو موج از تهمت دام تعلق فارغیمدامن ما را شکست رنگ چین گردیده است
فرش همواریست هرگه ماه می‌گردد هلالدرکمال‌، اکثر رک‌ گردن جبین‌ گردیده است
جلوهٔ هستی غنیمت‌دان که‌فرصت‌بیش نیستحسن اینجا یک نگه آیینه‌بین گردیده است
بیدل از بی دستگاهی سرنگون خجلتیمدست ما از بس تهی شد آستین‌گردیده است