گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۰۸

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: یدهباشد۱۲ بیت
تغافل‌چه‌خجلت‌به‌خود چیده‌باشدکه آن نازنین سوی ما دیده باشد
حنابی‌ست رنگ بهار سرشکمبدانم به پای که غلتیده باشد
طرب مفت دل‌گرهمه صبح شبنمزگل کردن گریه خندیده باشد
به اظهار هستی مشو داغ خجلتهمان به‌ که این عیب پوشیده باشد
ندانم دل از درس موهوم هستیچه فهمیده باشدکه فهمیده باشد
چو موج گهر به‌ که از شرم دریانگاه تو در دیده پیچیده باشد
بجوشد دل گرم با جسم خاکیاگر باده با شیشه جوشیده باشد
من و یأس مطلب‌، دل و آه حسرتدعا گو اثر می‌پرستیده باشد
نفس‌ساز‌ی آهنگ جمعیتت‌کوسحر گرد اجزای پاشیده باشد
درین ‌دشت وحشت من آن‌ گردبادمکه سر تا قدم دامن چیده باشد
حیاپرور آستان نیازتدلی داشتم آب گردیده باشد
اگر بیدل ما دهد عرض هستیبه خواب عدم حیرتی دیده باشد