گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارنویسند۱۶ بیت
عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسنددردسر دلهای گرفتار نویسند
آن معنی تحقیق که تکرار نداردبر صفحه زنند آتش و یکبار نویسند
شرح جگر چاک من این‌ کهنه دبیرانهر چند نویسند چه مقدار نویسند
صد جاست قلم خوردهٔ مژگان تغافلآن نامه که خوبان به من زار نویسند
قاصد به محبان ز تمنا چه رساندآیینه بیارید که دیدار نویسند
صد عمر ابد دفتر اعجاز گشایدکز قامت موزون تو رفتار نویسند
امید پیامیست به زلف از دل تنگمسطری اگر از نقطه گره‌دار نویسند
زنهاری عجزند ضعیفان چه توان کردبر خاک مگر یکدو الف‌وار نویسند
بر صفحهٔ بی‌مطلبی‌ام نقش تعینکم هم ننوشتند که بسیار نویسند
بگذار که نقش خط پیشانی ما رابر طاق پریخانهٔ اسرار نویسند
جز ناله اسیران قفس هیچ ندارندخطی‌ به هوا کاش ز منقار نویسند
حیف است تنزه رقمان قلم عفواعمال من از شرم نگون سار نویسند
منشور عذاب ابد است اینکه پس از مرگبر لوح مزارم دل بیمار نویسند
جز سجده نشد از ورق سایه نمودارزین بیش خط جبهه چه هموار نویسند
تا حشر ز منت به ته سنگ بخوابمگر بر سر من سایهٔ دیوار نویسند
در روز توان خواند خط جبههٔ بیدلچون شمع همه ‌گر به شب تار نویسند