گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۰۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: لبراورد۱۱ بیت
پای طلب دمی‌که سر از دل برآوردچون تار شمع جاده ز منزل برآورد
چون سایه خاک مال تلاش فسرده‌امکو همتی ‌که پایم ازین گل برآورد
دل داغ ریشه‌ای‌ست‌که هرگه نموکندچون شمع ازتوقع حاصل برآورد
خط غبار من‌که رساند به‌کوی یاراین نامه را مگرپر بسمل برآورد
هرجا رسد نوید شهیدان تیغ عشقآغوش سر ز زخم حمایل برآورد
جون شمع لرزه در جگر از ترزبانی‌امای شیوه‌ام مباد ز محفل برآورد
در وادیی‌ که غیرت لیلی درد نقابمجنون سربریده زمحمل برآورد
ضبط خودت بن است غم خلق هرزه چندگوهرمحیط را به چه ساحل برآورد
بنیاد این خرابه به آبی نمی‌رسدتاکی‌کسی عرق‌کند وگل برآورد
بر آستان رحمت مطلق بریدنی‌ستدستی‌که مطلب از لب سایل برآورد
بید‌ل نفس‌گر از در ابرام بگذردعشقش چه ممکن است‌که از دل برآورد