گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۰۴

بسکه ما را بر آن لقاست نگاهعالمی را به چشم ماست نگاه
حیرت امروز بی بلایی نیستاز مژه دست بر قفاست نگاه
مایهٔ بینش است ضبط نفسگر به شبنم تند هواست نگاه
بی‌صفا زنگ برنمی‌خیزدمژهٔ‌ بسته را عصاست نگاه
حرص معنی شکار عبرت نیستدیدهٔ دام را کجاست نگاه
فکر رحلت خجالتی دارددم رفت‌ن به پیش پاست نگاه
غنچه شو چشم ازین و آن بربندکه درین باغ خونبهاست نگاه
بال شوق رسا تری نکشدهمچو شبنم سرشک ماست نگاه
بزم ما بسکه محو جلوهٔ اوستشیشه‌ گر بشکنی صداست نگاه
حسرت حسن نو خطی داریمطالب جنس توتیاست نگاه
مژده دستی بلند خواهد کردچشم وا می‌کنم دعاست نگاه
بیدل افسانهٔ دگر متراشبا همین رنگ آشناست نگاه