گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۴۷

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: رمجویید۱۱ بیت
یاران در این بیابان از ما اثر مجوییدگمگشتگی سراغیم ما را دگر مجویید
رنگی ‌کزین‌ چمن جست‌،‌با هیچکس نپیوستگرد خرام فرصت از هر گذر مجویید
خفّت زکفهٔ ما معراج بی‌ وقاری‌ستخود سنج انفعالیم سنگ از شرر مجویید
در پیری از سر حرص مشکل بود گذشتنزین تیغ زنگ فرسود آب اینقدر مجویید
پا را جدا ز دامن تمکین چه احتمال استدر خانه آنچه ‌گم شد بیرون در مجویید
رنگ پریده‌ای هست فرصت کمین وحشتپرواز مقصد ما زین بال و پر مجویید
بی دستگاه تحقیق پوچ است ناز فطرتگر مغز معنیی نیست جز مو به سر مجویید
عقل و دلایل علم پامال برق عشقندشب ‌را به شمع و مشعل‌ پیش سحر مجویید
چون شمع‌، شرم مقصد بر خاک دوخت مژگانسر رفته رفته باشد زین بیشتر مجویید
هرجا نفس فروماند بر دل فتاد بارشگم‌گشتن پی موج جز در گهر مجویید
جایی‌که یأس بیدل نالد ز بینوایینم از مژه مخواهید آه از جگر مجویید