گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۹۰

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیه: رمتومیروی۱۰ بیت
عمر سبک عنان ‌کجاست از نظرم تو می‌رویدامن خود گرفته‌ام می‌نگرم تو می‌روی
موج نقاب حیرتیست بر رخ اعتبار بحرگرگهرم تو ساکنی ورگذرم تو می‌روی
غنچه‌کمین نشسته‌ام دامن بوی‌گل به‌کفجیب تامل از هوس‌گر بدرم تو می‌روی
بر در جود کبریا نیست ترانهٔ ‌گدانام‌کریم بر زبان مست‌کرم تو می‌روی
خلق طلب بهانه‌ات محمل وهم می‌کشدسیر خودت هزار جاسث دیر و حرم تو می‌روی
با نفس آمد و شدیست لیک ندارم امتیازقاصد من تو می‌رسی نامه برم تو می‌روی
لاله‌کجا و کو سمن تا شکند کلاه منهمچو بهار ازین چمن‌گل به‌سرم تو می‌روی
هستی و نیستی چو شمع پرتوی ازخیال توستبا شب من تو آمدی با سحرم تو می‌روی
عکس، حضور و غیبتش خارج شخص هیچ نیستمن ز برت کجا روم‌گر ز برم تو می‌روی
بیدل از التفات تو دوری من چه ممکن استدر وطنم تو مونسی همسفرم تو می‌روی