گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۲۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ستمیرود۹ بیت
با این خرام ناز اگر آن مست می‌رودرنگ حنا به حیرتش از دست می‌رود
کسب کمال آینه‌دار فروتنی‌ستموج‌ گهر ز شرم غنا پست می‌رود
خلق جنون تلاش همان بر امید پوچهرچند سعی پیش نرفته‌ست می‌رود
آسودگی چو ریگ روانم چه ممکن استپای طلب‌ گر آبله هم بست می‌رود
خواهی به سیر لاله و خواهی به گشت‌ گلبا دامن تو هرکه نپیوست می‌رود
اشکم به رنگ سیل ‌در این دشت عمرهاستبیتاب آن غبار که ننشست می‌رود
بیکار نیست دور خرابات زندگیهرکس ز خویش‌ تا تا نفسی هست می رود
تا کی به ‌گفتگو شمری فرصتی‌که نیستای بی‌نصیب ماهی‌ات از شست می‌رود
بیدل دگر تظلم حرمان‌ کجا برممن جراتی ندارم و او مست می‌رود