گنج

غزل شمارهٔ ۱۶۳۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انکنید۱۵ بیت
یاران‌، چو صبح‌‌‍‌‍، قیمت وحشت‌گران کنیددامان چیده را به تصنع دکان ‌کنید
جهد دگر به قوت ترک طلب‌ کجاستکاری کز آرزو نگشاید همان کنید
معراج سعی مرد همین استقامت استلنگی است هر قدر هوس نردبان‌کنید
بی‌حرف و صوت‌، معنی تحقیق روشن استآیینهٔ خود از نظر خود نهان‌کنید
توفیق فکر خویش به هرکس نمی‌دهندگر جیب نیست رو بسوی آسمان‌ کنید
نقص وکمال و، پست و بلند جهان یکی استنقش جبین و نفس قدم امتحان‌ کنید
مزد تلاش علم و عمل خجلت است و بساز عالم کرم طلب رایگان کنید
عالم همه به نیک و بد خود مقابل استآیینه را ز حسن ادب مهربان‌ کنید
چون شمع‌ گر به معنی راحت رسیدن استدرس نشستن پی زانو روان کنید
پهلوی لاغری‌که قناعت نشان دهددر نقش بوریای تجرد نهان‌ کنید
از شیشهٔ دل آنچه تراود غنیمت استقلقل اگر نماند ترنگی عیان‌ کنید
خورشید در تلافی سودای همت استگر یک دو دم چو صبح ز هستی زیان‌کنید
روزی دو از نم عرق شرم زندگیخاکی که باد می‌برد آخرگران کنید
در زبر پاست خاک مراد غرور عجزای غافلان تلاش همین آستان‌کنید
هنگامهٔ دل است چه دنیا چه آخرتبیدل شوید و ترک غم این و آن ‌کنید