غزل شمارهٔ ۱۷۹۷
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اهخشکش۵ بیت
کشت عاشق که دهد داد گیاه خشکشموی چینیست رگ ابر سیاه خشکش
بیسخا گردن منعم چه کمال افرازدسر خشکیست که آتش به کلاه خشکش
سر به غفلت مفرازید ز آه مظلومبرق خفتهست به فوارهٔ آه خشکش
شاه اگر دامن انعام به خسّت چیندنیست جز مهرهٔ شطرنج سپاه خشکش
غفلت بیدل ما تا به کجا گرد کندابر رحمت نشود تر به گناه خشکش