گنج

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱هر چه گفتم عیان شود به خداغزل شمارهٔ ۲نعمت الله است دائم با خداغزل شمارهٔ ۳عارفی کو بُود ز آل عباغزل شمارهٔ ۴ما به عین تو دیده ایم تو راغزل شمارهٔ ۵رند مستی جو دمی با او برآغزل شمارهٔ ۶ذوق اگر داری در این دریا درآغزل شمارهٔ ۷ظهور سلطنت عشق او است در دو سراغزل شمارهٔ ۸خار بی کنگر چه کار آید مراغزل شمارهٔ ۹از ازل تا ابد خواند مراغزل شمارهٔ ۱۰گر بیازارد مرا موری ، نیازارم و راغزل شمارهٔ ۱۱هر شب چون ماه می‌بینیم ماغزل شمارهٔ ۱۲مجلس خاص او است حضرت ماغزل شمارهٔ ۱۳این حضور عاشقان است الصلاغزل شمارهٔ ۱۴دل ما گشته است دلبر ماغزل شمارهٔ ۱۵عالمی غرقند در سیلاب ماغزل شمارهٔ ۱۶صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ماغزل شمارهٔ ۱۷رفت آن جانان ما از دست ماغزل شمارهٔ ۱۸چشم ما شد به نور او بیناغزل شمارهٔ ۱۹فقر ما خوشتر ز ملک پادشاغزل شمارهٔ ۲۰قدمی نه در آ در این دریاغزل شمارهٔ ۲۱موج و دریا آب بادش نزد ماغزل شمارهٔ ۲۲اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ماغزل شمارهٔ ۲۳به هویت چو اوست با اسماغزل شمارهٔ ۲۴جام گیتی نماست سید ماغزل شمارهٔ ۲۵نانوشته حرف می خوانیم ماغزل شمارهٔ ۲۶مخزن گنج جملهٔ اسما ماغزل شمارهٔ ۲۷عشق تو بلا و مبتلا ماغزل شمارهٔ ۲۸روشن است از نور رویش دیدهٔ بینای ماغزل شمارهٔ ۲۹روشنست از نور رویش دیدهٔ بینای ماغزل شمارهٔ ۳۰در آمد ساقی و آورد جام می برای ماغزل شمارهٔ ۳۱هرچه خواهد می کند سلطان ماغزل شمارهٔ ۳۲شاه خودرائی است این سلطان ماغزل شمارهٔ ۳۳دُرد درد دل بود درمان ماغزل شمارهٔ ۳۴دل روان جان می دهد در عشق آن جانان ماغزل شمارهٔ ۳۵صد دوا بادا دوای درد بی درمان ماغزل شمارهٔ ۳۶حضرت او را به او بینیم ماغزل شمارهٔ ۳۷غرق آب و آب را جوئیم ماغزل شمارهٔ ۳۸هرچه می گویند می گوئیم ماغزل شمارهٔ ۳۹می زخم عشق می نوشیم ماغزل شمارهٔ ۴۰نور او در دیدهٔ بینا خوشی دیدیم ماغزل شمارهٔ ۴۱در خرابات فنا ملک بقا داریم ماغزل شمارهٔ ۴۲جان چو عودست و دل چو مجمر ماغزل شمارهٔ ۴۳خوش آب حیاتی است روان در نظر ماغزل شمارهٔ ۴۴خوش چشمهٔ آبی است روان در نظر ماغزل شمارهٔ ۴۵چیست عالم شبنمی از نهر ماغزل شمارهٔ ۴۶مرا گفت یاری که ای یار ماغزل شمارهٔ ۴۷از کرم بنواخت ما را یار ماغزل شمارهٔ ۴۸جام گیتی نماست این دل ماغزل شمارهٔ ۴۹بندهٔ ساقی ما شو تا شوی سلطان ماغزل شمارهٔ ۵۰جامیست چه جم نما دل ماغزل شمارهٔ ۵۱مشک چه بود شمه ای از موی ماغزل شمارهٔ ۵۲پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ماغزل شمارهٔ ۵۳ما بنده درویشیم شاها نظری فرماغزل شمارهٔ ۵۴بحر در جوش است و رو دارد به ماغزل شمارهٔ ۵۵خرم آن دل که شود محرم اسرار شماغزل شمارهٔ ۵۶بیا ای ساقی مستان خدا راغزل شمارهٔ ۵۷نور تجلی او ساخت منور مراغزل شمارهٔ ۵۸ای یار دل یار به دست آر خدا راغزل شمارهٔ ۵۹همه عالم تو را و او ما راغزل شمارهٔ ۶۰یار من بی یار کی ماند مراغزل شمارهٔ ۶۱رند مستی چو دمی با او برآغزل شمارهٔ ۶۲هر که آمد بر سر دار فناغزل شمارهٔ ۶۳نعمت الله است دایم با خداغزل شمارهٔ ۶۴مبتلائی دیدمش خوش در بلاغزل شمارهٔ ۶۵فانی دردیم و فانی از فناغزل شمارهٔ ۶۶روشنست آئینهٔ گیتی نماغزل شمارهٔ ۶۷گر بیابی آشنای بحر ماغزل شمارهٔ ۶۸ما حبابیم و عین ما دریاغزل شمارهٔ ۶۹عین دریائیم و دریا عین ماغزل شمارهٔ ۷۰دردمندانیم و مانده بی دواغزل شمارهٔ ۷۱در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ماغزل شمارهٔ ۷۲رندیم و دگر مستیم تا باد چنین باداغزل شمارهٔ ۷۳ساقی ز کرم نواخت ما راغزل شمارهٔ ۷۴عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیاغزل شمارهٔ ۷۵به سر خواجه کلان که مراغزل شمارهٔ ۷۶ظهور سلطنت عشق اوست در دو سراغزل شمارهٔ ۷۷موج است و حباب و آب و دریاغزل شمارهٔ ۷۸گر بیازارد مرا موری نیازارم وراغزل شمارهٔ ۷۹صوفی صافی است در عین صفاغزل شمارهٔ ۸۰فلولاه و لولانا لما کان الذی کاناغزل شمارهٔ ۸۱در عین حباب آب دریابغزل شمارهٔ ۸۲عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلبغزل شمارهٔ ۸۳در دل ما نقد گنج ما طلبغزل شمارهٔ ۸۴نقد گنج کنت کنزا را طلبغزل شمارهٔ ۸۵دردمندانه بیا ما را طلبغزل شمارهٔ ۸۶عاشقی دریادلی از ما طلبغزل شمارهٔ ۸۷ذوق ما داری درآ در بحر ما ، ما را طلبغزل شمارهٔ ۸۸همت از درویش صاحب دل طلبغزل شمارهٔ ۸۹خوش حضوریست بزم ما دریابغزل شمارهٔ ۹۰در محیط عشق ما گوهر طلبغزل شمارهٔ ۹۱ای دل اسرار ما ز جان دریابغزل شمارهٔ ۹۲رو فنا شو بیا بقا دریابغزل شمارهٔ ۹۳ساغر پر شراب را دریابغزل شمارهٔ ۹۴ای آب حباب آب دریابغزل شمارهٔ ۹۵در موج و حباب آب دریابغزل شمارهٔ ۹۶در عین ما نظر کن جام پر آب دریابغزل شمارهٔ ۹۷وجود مطلق الحق اوست دریابغزل شمارهٔ ۹۸آب ما می رود بجو دریابغزل شمارهٔ ۹۹دل به ما ده بیا دلی دریابغزل شمارهٔ ۱۰۰چون بر آمد از دل جام آفتابغزل شمارهٔ ۱۰۱چون برآمد از دل جام آفتابغزل شمارهٔ ۱۰۲صورت و معنی ما آب و حبابغزل شمارهٔ ۱۰۳آفتابی رو نموده مه نقابغزل شمارهٔ ۱۰۴ساقئی دیدیم مستانه به خوابغزل شمارهٔ ۱۰۵دیده ام مهر منیر مه نقابغزل شمارهٔ ۱۰۶جامی ز حباب پر کن از آبغزل شمارهٔ ۱۰۷مظهر و مظهرند آب و حبابغزل شمارهٔ ۱۰۸با تو گویم که چیست جام و شرابغزل شمارهٔ ۱۰۹چیست عالم سایه و آن آفتابغزل شمارهٔ ۱۱۰آفتابی ز ماه بسته نقابغزل شمارهٔ ۱۱۱این طرفه بین که حضرت او با همه حجابغزل شمارهٔ ۱۱۲گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خوابغزل شمارهٔ ۱۱۳صدف و گوهریم و بحر و حبابغزل شمارهٔ ۱۱۴موج است و حباب هر دو یک آبغزل شمارهٔ ۱۱۵موجیم و حباب هر دو یک آبغزل شمارهٔ ۱۱۶آفتابی رو نموده مه نقابغزل شمارهٔ ۱۱۷آفتابی ز ماه بسته نقابغزل شمارهٔ ۱۱۸ماه ما از در در آمد نیمشبغزل شمارهٔ ۱۱۹دردمند و دردنوشم روز و شبغزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقبغزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریبغزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما استغزل شمارهٔ ۱۲۳ایها العشاق کوی عشق میدان بلا استغزل شمارهٔ ۱۲۴این شیشهٔ ما پر از گلاب استغزل شمارهٔ ۱۲۵جامیست پر آب و عین آب استغزل شمارهٔ ۱۲۶موج است و حباب هر دو آب استغزل شمارهٔ ۱۲۷جامی ز حباب پر ز آب استغزل شمارهٔ ۱۲۸آئینهٔ ذات عین ذات استغزل شمارهٔ ۱۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر استغزل شمارهٔ ۱۳۰در محبت جان اگر بازی خوش استغزل شمارهٔ ۱۳۱همه جا خوان نعمت عشق استغزل شمارهٔ ۱۳۲جان ما زنده دل از آب حیات عشق استغزل شمارهٔ ۱۳۳در کوی خرابات کسی را که مقام استغزل شمارهٔ ۱۳۴میخانه سرای عاشقان استغزل شمارهٔ ۱۳۵خانهٔ دل سرای جانان من استغزل شمارهٔ ۱۳۶زمین جسم است و جانت آسمان استغزل شمارهٔ ۱۳۷هر قطره‌ای از این بحر دریای بیکران استغزل شمارهٔ ۱۳۸مقام عاشقان در ملک جان استغزل شمارهٔ ۱۳۹دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته استغزل شمارهٔ ۱۴۰دیده تا نور جمالش دیده استغزل شمارهٔ ۱۴۱با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی استغزل شمارهٔ ۱۴۲جان ما با ما در این دریا نشستغزل شمارهٔ ۱۴۳از جور و جفای بی وفا دوستغزل شمارهٔ ۱۴۴چشم ما روشن به نور روی اوستغزل شمارهٔ ۱۴۵قطره‌ای کو به بحر ما پیوستغزل شمارهٔ ۱۴۶ختم رسل که سید اولاد آدم استغزل شمارهٔ ۱۴۷نقش خیال اوست که گویند عالم استغزل شمارهٔ ۱۴۸گر تو را عزم عالم قدم استغزل شمارهٔ ۱۴۹ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم استغزل شمارهٔ ۱۵۰تا مرا عین عشق مفهوم استغزل شمارهٔ ۱۵۱لطف اگر بر ما گمارد حاکم استغزل شمارهٔ ۱۵۲دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مستغزل شمارهٔ ۱۵۳در کوی خرابات کسی را که مقام استغزل شمارهٔ ۱۵۴در گوشهٔ میخانه کسی را که مقام استغزل شمارهٔ ۱۵۵شرابخانهٔ عشاق جای سید ماستغزل شمارهٔ ۱۵۶روح اعظم روان سید ماستغزل شمارهٔ ۱۵۷عشق جانان در میان جان ماستغزل شمارهٔ ۱۵۸حالیا دور قمر دوران ماستغزل شمارهٔ ۱۵۹قابل نور الهی جان ماستغزل شمارهٔ ۱۶۰هفت دریا قطره‌ای ازبحر بی‌پایان ماستغزل شمارهٔ ۱۶۱عشق او آب حیات و آن حیات جان ماستغزل شمارهٔ ۱۶۲عشق او سلطان ملک جان ماستغزل شمارهٔ ۱۶۳دل ما گنج و گنجخانهٔ ماستغزل شمارهٔ ۱۶۴منزل جان جهان بر در جانانهٔ ماستغزل شمارهٔ ۱۶۵در سراپردهٔ دل خلوت جانانهٔ ماستغزل شمارهٔ ۱۶۶عشق او همدم دیرینهٔ ماستغزل شمارهٔ ۱۶۷علم ام الکتاب حاصل ماستغزل شمارهٔ ۱۶۸گنج عشقش دفینهٔ دل ماستغزل شمارهٔ ۱۶۹نور بسیط لَمعه ای از آفتاب ماستغزل شمارهٔ ۱۷۰حق مطلق به حق حقیقت ماستغزل شمارهٔ ۱۷۱چشم ما نور خدا بنمایدتغزل شمارهٔ ۱۷۲عاشقی و باده نوشی کار ماستغزل شمارهٔ ۱۷۳ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماستغزل شمارهٔ ۱۷۴درد دل ما دوای درد دل ماستغزل شمارهٔ ۱۷۵عشق او سلطان ملک جان ماستغزل شمارهٔ ۱۷۶هرکجا پیریست طفل پیر ماستغزل شمارهٔ ۱۷۷عاشق رندی که او همدرد ماستغزل شمارهٔ ۱۷۸ما ز دریائیم و دریا عین ماستغزل شمارهٔ ۱۷۹آبروی ما ز اشک چشم ماستغزل شمارهٔ ۱۸۰چشم ما روشن به نور الله ماستغزل شمارهٔ ۱۸۱درد با همدرد اگر گوئی رواستغزل شمارهٔ ۱۸۲راه عشاق رو که آن ره ماستغزل شمارهٔ ۱۸۳خواجه آمد سرای خود آراستغزل شمارهٔ ۱۸۴نعمت الله امام رندان استغزل شمارهٔ ۱۸۵آن چنان مجلسی که جانم خواستغزل شمارهٔ ۱۸۶نور او روشنی دیدهٔ ماستغزل شمارهٔ ۱۸۷موج بحریم و عین ما دریاستغزل شمارهٔ ۱۸۸عقل گرچه رئیس این دل ماستغزل شمارهٔ ۱۸۹صورتی آراستی معنی کجاستغزل شمارهٔ ۱۹۰پادشاهی چه بندگی خداستغزل شمارهٔ ۱۹۱هرچه می بینی همه نور خداستغزل شمارهٔ ۱۹۲چشم عالم روشن از نور خداستغزل شمارهٔ ۱۹۳هر ذره که می بینی خورشید در او پیداستغزل شمارهٔ ۱۹۴منزل صاحبدلان صُفّهٔ صدق و صفاستغزل شمارهٔ ۱۹۵چشمی که به نور عشق بیناستغزل شمارهٔ ۱۹۶هر که ز اهل عباست تابع آل عباستغزل شمارهٔ ۱۹۷نور چشمت در نظر پیداستغزل شمارهٔ ۱۹۸دیده تا نور جمالش دیده استغزل شمارهٔ ۱۹۹چشم مردم دیدهٔ ما نور رویش دیده استغزل شمارهٔ ۲۰۰نعمة الله در شراب افتاده استغزل شمارهٔ ۲۰۱آفتاب حسن او از مه نقابی بسته استغزل شمارهٔ ۲۰۲خوش آب حیاتیست که گویند شرابستغزل شمارهٔ ۲۰۳خوش آب حیاتیست که گویند شرابستغزل شمارهٔ ۲۰۴موجیم و حباب هر دو آبستغزل شمارهٔ ۲۰۵ما غرقهٔ آبیم چنین تشنه عجیبستغزل شمارهٔ ۲۰۶آئینهٔ ذات عین ذاتستغزل شمارهٔ ۲۰۷راز دل عشاق به هر کس نتوان گفتغزل شمارهٔ ۲۰۸بشنو معانئی که بیان ولایتستغزل شمارهٔ ۲۰۹انسان کاملست که او کون جامعستغزل شمارهٔ ۲۱۰بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تستغزل شمارهٔ ۲۱۱اهل دل را از سراپردهٔ جان باید جستغزل شمارهٔ ۲۱۲دنیی دون بی وفا هیچستغزل شمارهٔ ۲۱۳دل به دنیا مده که آن هیچستغزل شمارهٔ ۲۱۴هرچه او می دهد همه داده استغزل شمارهٔ ۲۱۵دوای درد دل ای یار دردستغزل شمارهٔ ۲۱۶دل ما در هوای الوند استغزل شمارهٔ ۲۱۷دامن دلبر اگر آری به دستغزل شمارهٔ ۲۱۸عاشقانه به عشق او سرمستغزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الستغزل شمارهٔ ۲۲۰از خرابات می رسم سرمستغزل شمارهٔ ۲۲۱آمد ز درم نگار سرمستغزل شمارهٔ ۲۲۲منم آن رند عاشق سرمستغزل شمارهٔ ۲۲۳از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمستغزل شمارهٔ ۲۲۴خواجه گرچه بود عمری بت پرستغزل شمارهٔ ۲۲۵هر که باشد همچو سید حق پرستغزل شمارهٔ ۲۲۶سریر سلطنت عشق بر سر دار استغزل شمارهٔ ۲۲۷چه غم دارم چو یارم غمگسار استغزل شمارهٔ ۲۲۸تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر استغزل شمارهٔ ۲۲۹نور او در جمله اشیاء ظاهر استغزل شمارهٔ ۲۳۰گفتمش روی تو جانا قمر استغزل شمارهٔ ۲۳۱بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۲سر درین راه عشق دردسر استغزل شمارهٔ ۲۳۳گوهر دریای ما را آبروئی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۴عشق او در جان هوائی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۵چشم مستش میفروشی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۶عاشقان حضرت او را نیازی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۷ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۸نور رویش آفتابی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۳۹نور رویش آفتابی دیگر استغزل شمارهٔ ۲۴۰ملک جان در ولایتی دگر استغزل شمارهٔ ۲۴۱در دل ما عشقش از جان خوشتر استغزل شمارهٔ ۲۴۲عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر استغزل شمارهٔ ۲۴۳نالهٔ دلسوز ما از ساز بلبل خوشتر استغزل شمارهٔ ۲۴۴ساقی سرمست ما یاری خوش استغزل شمارهٔ ۲۴۵نور دل ماه ، نور عشق استغزل شمارهٔ ۲۴۶سرم سرگشتهٔ سودای عشق استغزل شمارهٔ ۲۴۷چشم مستش ترک عیاری خوش استغزل شمارهٔ ۲۴۸در محبت جان اگر بازی خوش استغزل شمارهٔ ۲۴۹عشق جانان در میان جان خوشستغزل شمارهٔ ۲۵۰نور روی او به او دیدن خوش استغزل شمارهٔ ۲۵۱چشمهٔ چشم ما پر آب خوش استغزل شمارهٔ ۲۵۲صورت و معنی به همدیگر خوش استغزل شمارهٔ ۲۵۳در سراپردهٔ جان خلوت جانانه خوشستغزل شمارهٔ ۲۵۴این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشستغزل شمارهٔ ۲۵۵جان ما با صحبت جانی خوش استغزل شمارهٔ ۲۵۶هر که آمد سوی ما با ما نشستغزل شمارهٔ ۲۵۷جان ما با ما در این دریا نشستغزل شمارهٔ ۲۵۸هر که او با ما درین دریا نشستغزل شمارهٔ ۲۵۹هرکه او با ما در این دریا نشستغزل شمارهٔ ۲۶۰بی نوائی نوای درویش استغزل شمارهٔ ۲۶۱بیا که جان و دلم در هوای درویش استغزل شمارهٔ ۲۶۲دل سرمست ما ز جان بگذشتغزل شمارهٔ ۲۶۳نعمت الله از این و آن بگذشتغزل شمارهٔ ۲۶۴رمضان آمد و روان بگذشتغزل شمارهٔ ۲۶۵دل ما از منی و ما بگذشتغزل شمارهٔ ۲۶۶عاشق از دنیی و عقبی درگذشتغزل شمارهٔ ۲۶۷آفتاب خوشی هویدا گشتغزل شمارهٔ ۲۶۸عشق مستست و عقل مخمور استغزل شمارهٔ ۲۶۹عشق مستست و عقل مخمور استغزل شمارهٔ ۲۷۰عشق مستت و عقل مخمور استغزل شمارهٔ ۲۷۱عشق مست است و عقل مخمور استغزل شمارهٔ ۲۷۲عشق مستست و عقل مخمور استغزل شمارهٔ ۲۷۳همسایهٔ حضرت شریف استغزل شمارهٔ ۲۷۴شاه ما در همه جهان طاق استغزل شمارهٔ ۲۷۵همه عالم تن است و جان عشق استغزل شمارهٔ ۲۷۶عقل از ما کنار کرد و برفتغزل شمارهٔ ۲۷۷شهر دل در ولایت عشق استغزل شمارهٔ ۲۷۸دل مسند پادشاه عشق استغزل شمارهٔ ۲۷۹درد دل درمان جان عاشق استغزل شمارهٔ ۲۸۰دم مزن ای دل که آن سر نازک استغزل شمارهٔ ۲۸۱مخزن اسرار سبحانی دل استغزل شمارهٔ ۲۸۲مرغ صحرائی به دریا مایل استغزل شمارهٔ ۲۸۳دردمندیم و دوا درد دل استغزل شمارهٔ ۲۸۴رند سرمست فارغ البال استغزل شمارهٔ ۲۸۵عشق است که وارسته ز نقصان و کمالستغزل شمارهٔ ۲۸۶ما را همه شب شب وصال استغزل شمارهٔ ۲۸۷خلوت من مقام رندانستغزل شمارهٔ ۲۸۸کار عشقست و کار ما آنستغزل شمارهٔ ۲۸۹گر جفا می کند وفا آنستغزل شمارهٔ ۲۹۰درد ار داری دوا همان استغزل شمارهٔ ۲۹۱نعمت الله میر مستان استغزل شمارهٔ ۲۹۲دل به دست آر که آئینهٔ حضرت آنستغزل شمارهٔ ۲۹۳ای که گوئی که ماهتاب آنستغزل شمارهٔ ۲۹۴دل و جانم فدای جانان استغزل شمارهٔ ۲۹۵درد دل ما دوای جان استغزل شمارهٔ ۲۹۶هر چه پیدا و هر چه پنهان استغزل شمارهٔ ۲۹۷هر که حلقه به گوش مردانستغزل شمارهٔ ۲۹۸همه عالم تن است و او جان استغزل شمارهٔ ۲۹۹هرکه چون ما حریف مستان استغزل شمارهٔ ۳۰۰بندگی کن که کار نیک آن استغزل شمارهٔ ۳۰۱نعمت الله حریف مستان استغزل شمارهٔ ۳۰۲نعمت الله میر رندان استغزل شمارهٔ ۳۰۳میر میخانهٔ ما سید سرمستان استغزل شمارهٔ ۳۰۴عالم بدن است و عشق جان استغزل شمارهٔ ۳۰۵جانست که در بدن روانستغزل شمارهٔ ۳۰۶میخانه سرای عاشقان استغزل شمارهٔ ۳۰۷رندی که حریف عاشقان استغزل شمارهٔ ۳۰۸مقصود توئی نه این نه آنستغزل شمارهٔ ۳۰۹میر میخانهٔ ما سید سر مستانستغزل شمارهٔ ۳۱۰عالم بدنست و عشق جانستغزل شمارهٔ ۳۱۱کشتهٔ حضرت او زندهٔ جاویدانستغزل شمارهٔ ۳۱۲کشتهٔ عشق تو دل زندهٔ جاویدان استغزل شمارهٔ ۳۱۳یاری که ز ملک آشنائی استغزل شمارهٔ ۳۱۴جامی ز می پر از می در بزم ما روان استغزل شمارهٔ ۳۱۵عشق جانان حیات جان من استغزل شمارهٔ ۳۱۶یاد جانان میان جان من استغزل شمارهٔ ۳۱۷عشق جانان حیات جان من استغزل شمارهٔ ۳۱۸گفتم که این جانان کیست ، جان گفت جانان منستغزل شمارهٔ ۳۱۹دُرد دردش دوای جان منستغزل شمارهٔ ۳۲۰درد عشقش دوای جان من استغزل شمارهٔ ۳۲۱عشق جانان من غذای من استغزل شمارهٔ ۳۲۲در سراپردهٔ جان خانهٔ دلدار من استغزل شمارهٔ ۳۲۳در نظر آنکه نور چشم من استغزل شمارهٔ ۳۲۴نعمت الله جان و عالم چون تن استغزل شمارهٔ ۳۲۵چشم ما از نور رویش روشنستغزل شمارهٔ ۳۲۶چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنستغزل شمارهٔ ۳۲۷درد دل دارم و دوا این استغزل شمارهٔ ۳۲۸دردمندیم و آن دوا این استغزل شمارهٔ ۳۲۹کفر زلفش که رونق دین استغزل شمارهٔ ۳۳۰همه عالم حجاب حضرت اوستغزل شمارهٔ ۳۳۱شاه شاهان گدای حضرت اوستغزل شمارهٔ ۳۳۲همه عالم فدای خدمت اوستغزل شمارهٔ ۳۳۳جان ما بندهٔ محبت اوستغزل شمارهٔ ۳۳۴همه عالم ظهور حضرت اوستغزل شمارهٔ ۳۳۵در آینهٔ عالم تمثال صفات اوستغزل شمارهٔ ۳۳۶در آینهٔ عالم تمثال جمال اوستغزل شمارهٔ ۳۳۷در هر چه نظر کردیم نقشی ز خیال اوستغزل شمارهٔ ۳۳۸هر چه می بینی همه انوار اوستغزل شمارهٔ ۳۳۹بنده ایم و عابد و معبود اوستغزل شمارهٔ ۳۴۰چشم ما روشن به نور روی اوستغزل شمارهٔ ۳۴۱جانم خیال شد به خیال خیال دوستغزل شمارهٔ ۳۴۲همه را از همه بجوی ای دوستغزل شمارهٔ ۳۴۳چشم ما روشن به نور روی اوستغزل شمارهٔ ۳۴۴چشم ما روشن به نور اوستغزل شمارهٔ ۳۴۵چشم ما روشن به نور روی اوستغزل شمارهٔ ۳۴۶چشم ما روشن به نور روی اوستغزل شمارهٔ ۳۴۷در خانقهی که شیخ ما اوستغزل شمارهٔ ۳۴۸چشم من روشن به نور روی اوستغزل شمارهٔ ۳۴۹هر چه بینی مظهر اسمای اوستغزل شمارهٔ ۳۵۰ما را وجود نیست و گر هست وجود اوستغزل شمارهٔ ۳۵۱بشنو ای دوست این سخن از دوستغزل شمارهٔ ۳۵۲پادشاه و گدا یکیست یکیستغزل شمارهٔ ۳۵۳اگر تو عاشق یاری به عشق دوست نکوستغزل شمارهٔ ۳۵۴در دو عالم خدا یکیست یکیستغزل شمارهٔ ۳۵۵دل ما با زبان یکی است یکیستغزل شمارهٔ ۳۵۶موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیستغزل شمارهٔ ۳۵۷صورت و معنی درین دعوی یکی استغزل شمارهٔ ۳۵۸آب جویای آب این عجب استغزل شمارهٔ ۳۵۹قطره و دریا به نزد ما یکی استغزل شمارهٔ ۳۶۰کار دل در عشقبازی بندگی استغزل شمارهٔ ۳۶۱میخانهٔ دل طرب سرائیستغزل شمارهٔ ۳۶۲هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیستغزل شمارهٔ ۳۶۳تن میرد و روح پاک باقی استغزل شمارهٔ ۳۶۴دل جام جهان نمای شاهیستغزل شمارهٔ ۳۶۵در این در به جز ما آشنا نیستغزل شمارهٔ ۳۶۶با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی استغزل شمارهٔ ۳۶۷هرچه امروز حاصل ما نیستغزل شمارهٔ ۳۶۸عشق را خود قرار پیدا نیستغزل شمارهٔ ۳۶۹هر دل که به عشق مبتلا نیستغزل شمارهٔ ۳۷۰چو میخانه سرائی هیچ جانیستغزل شمارهٔ ۳۷۱موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیستغزل شمارهٔ ۳۷۲جان ما بی عشق جانان هیچ نیستغزل شمارهٔ ۳۷۳بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیستغزل شمارهٔ ۳۷۴شک به عدم نیست که او هیچ نیستغزل شمارهٔ ۳۷۵در دل هر که عشق جانان نیستغزل شمارهٔ ۳۷۶هر کرا درد نیست درمان نیستغزل شمارهٔ ۳۷۷غنچهٔ باغ غیر خندان نیستغزل شمارهٔ ۳۷۸موحد در این ره به تقلید نیستغزل شمارهٔ ۳۷۹بحریست بحر دل که کرانش پدید نیستغزل شمارهٔ ۳۸۰آن وتر که غیر او احد نیستغزل شمارهٔ ۳۸۱دل ندارد هر که او را درد نیستغزل شمارهٔ ۳۸۲جان ندارد هر که جانانیش نیستغزل شمارهٔ ۳۸۳یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیستغزل شمارهٔ ۳۸۴هر که را عشق نیست آنش نیستغزل شمارهٔ ۳۸۵عشق بازیست عشقبازی نیستغزل شمارهٔ ۳۸۶عشق را با کفر و ایمان کار نیستغزل شمارهٔ ۳۸۷او با تو ، تو را از او خبر نیستغزل شمارهٔ ۳۸۸خوشتر از ساغر می همدم نیستغزل شمارهٔ ۳۸۹در حقیقت عشق را خود نام نیستغزل شمارهٔ ۳۹۰در هر دلی که مهر جمال حبیب نیستغزل شمارهٔ ۳۹۱می رود عمر عزیز ما دریغا چاره نیستغزل شمارهٔ ۳۹۲موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۳لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۴همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۵عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۶هر کجا جامی است بی می هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۷اندر این دل غیر دلبر هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۸هیچکس بی نعمت الله هست نیستغزل شمارهٔ ۳۹۹زاهدان را ذوق رندان هست نیستغزل شمارهٔ ۴۰۰روحها در روح اعظم فانی استغزل شمارهٔ ۴۰۱صحبت جانان من مجلس روحانی استغزل شمارهٔ ۴۰۲شادمانم زانکه غمخوارم وی استغزل شمارهٔ ۴۰۳هرچه بینی جمله آیات وی استغزل شمارهٔ ۴۰۴هرکجا گنجیست ماری در وی استغزل شمارهٔ ۴۰۵در نظر عالم چو جامی پر می استغزل شمارهٔ ۴۰۶کنج دل گنجینهٔ عشق وی استغزل شمارهٔ ۴۰۷ما را چو ز عشق راحتی هستغزل شمارهٔ ۴۰۸مطرب عشق ساز ما بنواختغزل شمارهٔ ۴۰۹مطرب عشاق ساز ما نواختغزل شمارهٔ ۴۱۰لطف سازنده تا عیانم ساختغزل شمارهٔ ۴۱۱آتش عشقش تمام عود وجودم بسوختغزل شمارهٔ ۴۱۲آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوختغزل شمارهٔ ۴۱۳آتش عشق تو دل در بر بسوختغزل شمارهٔ ۴۱۴علم ما در کتاب نتوان یافتغزل شمارهٔ ۴۱۵علم ما در کتاب نتوان یافتغزل شمارهٔ ۴۱۶بی سبب وصل یار نتوان یافتغزل شمارهٔ ۴۱۷بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافتغزل شمارهٔ ۴۱۸بلبل چو هوای گلستان یافتغزل شمارهٔ ۴۱۹جانم از درد دل دوائی یافتغزل شمارهٔ ۴۲۰دل ز جان بگذشت و جانان بازیافتغزل شمارهٔ ۴۲۱جان به خلوت سرای جانان رفتغزل شمارهٔ ۴۲۲یار ما رفت گوییا جان رفتغزل شمارهٔ ۴۲۳عاشقی جان را به جانان داد و رفتغزل شمارهٔ ۴۲۴رند سرمستی ز پا افتاد و رفتغزل شمارهٔ ۴۲۵نعمت الله جان به جانان داد و رفتغزل شمارهٔ ۴۲۶نعمت الله جان به جانان داد و رفتغزل شمارهٔ ۴۲۷عاشقی جان را به جانان داد و رفتغزل شمارهٔ ۴۲۸گرد و خاک ما روان بر باد رفتغزل شمارهٔ ۴۲۹یار ما زاری ما نشنید و رفتغزل شمارهٔ ۴۳۰در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفتغزل شمارهٔ ۴۳۱فارغ از نام و نشان خواهیم رفتغزل شمارهٔ ۴۳۲به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفتغزل شمارهٔ ۴۳۳عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفتغزل شمارهٔ ۴۳۴تا که سودای خیالش در سُویدا جا گرفتغزل شمارهٔ ۴۳۵تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفتغزل شمارهٔ ۴۳۶نور چشم عالمی بر دیدهٔ ما جا گرفتغزل شمارهٔ ۴۳۷عشق دلبر در دل ما جا گرفتغزل شمارهٔ ۴۳۸آتش عشقش خوشی در ما گرفتغزل شمارهٔ ۴۳۹چشم مستش گوشه ای از ما گرفتغزل شمارهٔ ۴۴۰گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفتغزل شمارهٔ ۴۴۱سید ما بر درش مأوا گرفتغزل شمارهٔ ۴۴۲سلطان عشق ملک جهان را روان گرفتغزل شمارهٔ ۴۴۳آفتاب رخش جهان بگرفتغزل شمارهٔ ۴۴۴شهرت ذوق ما جهان بگرفتغزل شمارهٔ ۴۴۵عشق سلطان ما جهان بگرفتغزل شمارهٔ ۴۴۶معنی او نمود در صورتغزل شمارهٔ ۴۴۷چشمم به نور و معنی دیده جمال صورتغزل شمارهٔ ۴۴۸دُرد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدتغزل شمارهٔ ۴۴۹هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبتغزل شمارهٔ ۴۵۰چون من ز ولای تو رسیدم به ولایتغزل شمارهٔ ۴۵۱در کوی خرابات نشستم به سلامتغزل شمارهٔ ۴۵۲رفتی به سلامت به سلامت به سلامتغزل شمارهٔ ۴۵۳هرگز نبود عاشقی و راه سلامتغزل شمارهٔ ۴۵۴مستیم و خرابیم و گرفتار خراباتغزل شمارهٔ ۴۵۵مائیم و می صحبت رندان خراباتغزل شمارهٔ ۴۵۶نعمت الله مظهر ذات و صفاتغزل شمارهٔ ۴۵۷فانی تمام خدمت اوستغزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن استغزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر استغزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی استغزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارتغزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچغزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچغزل شمارهٔ ۴۶۴دل به دست باد خواهم داد هر چه باد بادغزل شمارهٔ ۴۶۵آب چشم ما به روی ما فتادغزل شمارهٔ ۴۶۶آب چشم ما به هر سو رو نهادغزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۴۶۸ساقیی جام سوی ما آوردغزل شمارهٔ ۴۶۹ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشدغزل شمارهٔ ۴۷۰بیا ای یار و بر اغیار می‌خندغزل شمارهٔ ۴۷۱عاشقانی که در جهان باشندغزل شمارهٔ ۴۷۲دیدهٔ ما چو روی او بیندغزل شمارهٔ ۴۷۳چشم ما روشن به نور او بودغزل شمارهٔ ۴۷۴هر که رخسار تو بیند به گلستان نرودغزل شمارهٔ ۴۷۵در رحمت خدا به ما بگشودغزل شمارهٔ ۴۷۶دولتی خوش خدا به ما بخشیدغزل شمارهٔ ۴۷۷آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بودغزل شمارهٔ ۴۷۸کون جامع جامع اسما بودغزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بودغزل شمارهٔ ۴۸۰قطره و دریا همه از ما بودغزل شمارهٔ ۴۸۱هر که چون ما غرقهٔ دریا بودغزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بودغزل شمارهٔ ۴۸۳روح اعظم ذرهٔ بیضا بودغزل شمارهٔ ۴۸۴بحر ما دریای بی پایان بودغزل شمارهٔ ۴۸۵بحر ما دریای بی پایان بودغزل شمارهٔ ۴۸۶جان بی جانان تن بی جان بودغزل شمارهٔ ۴۸۷عقل کل در عشق سرگردان بودغزل شمارهٔ ۴۸۸نقل ما چون نقد سرمستان بودغزل شمارهٔ ۴۸۹جان بی جانان تن بی جان بودغزل شمارهٔ ۴۹۰دل که بی دلبر بود بی جان بودغزل شمارهٔ ۴۹۱خوش بود دردی که درمان او بودغزل شمارهٔ ۴۹۲حاصلم از دین و دنیا او بودغزل شمارهٔ ۴۹۳هرچه آید در نظر چون او بودغزل شمارهٔ ۴۹۴چشم ما روشن به نور او بودغزل شمارهٔ ۴۹۵چشم ما روشن به نور او بودغزل شمارهٔ ۴۹۶نقطه در دایره نمود و نبودغزل شمارهٔ ۴۹۷هرچه ما را می رسد از او بودغزل شمارهٔ ۴۹۸در نظر گر نور روی او بودغزل شمارهٔ ۴۹۹آینه چندان که روشن تر بودغزل شمارهٔ ۵۰۰عاشقی از عاقلی خوشتر بودغزل شمارهٔ ۵۰۱نسبت خرقه ام از پیر خرابات بودغزل شمارهٔ ۵۰۲مشرب توحید یاران خوش بودغزل شمارهٔ ۵۰۳حق است دین سید و دین من این بودغزل شمارهٔ ۵۰۴فعل عالم ظل فعل الله بودغزل شمارهٔ ۵۰۵هرکه از عشق در طرب نبودغزل شمارهٔ ۵۰۶چشم بینائی که بر او اوفتدغزل شمارهٔ ۵۰۷گر آتش آه ما درافتدغزل شمارهٔ ۵۰۸چشم ما آبش به هرسو می‌رودغزل شمارهٔ ۵۰۹خون دل از دیده بر رو می رودغزل شمارهٔ ۵۱۰آب چشم ما به هر سو می رودغزل شمارهٔ ۵۱۱چشم ما خوش چشمهٔ آبی به هر سو می رودغزل شمارهٔ ۵۱۲عقل دوراندیش هردم جای دیگر می‌رودغزل شمارهٔ ۵۱۳آب چشم ما به هر سو می رودغزل شمارهٔ ۵۱۴عشق دردیست تا نمی گیردغزل شمارهٔ ۵۱۵عقل مخمور است و مستان را به قاضی می بردغزل شمارهٔ ۵۱۶ترک چشم مست او دلها بغارت می بردغزل شمارهٔ ۵۱۷ترک چشم مست او دلها به غارت می بردغزل شمارهٔ ۵۱۸خوش بود گر این دوئی یکتا شودغزل شمارهٔ ۵۱۹هر زمان عشقی ز نو پیدا شودغزل شمارهٔ ۵۲۰نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شودغزل شمارهٔ ۵۲۱رند مستی کو حریف ما شودغزل شمارهٔ ۵۲۲مظهری باید که تا مظهر به او ظاهر شودغزل شمارهٔ ۵۲۳عین دریاییم و ما را موج دریا می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۲۴هرکه باشد بندهٔ او درجهان سلطان شودغزل شمارهٔ ۵۲۵خاطر ما سوی دریا می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۲۶غرق دریاییم و ما را موج دریا می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۲۷دل دگر ما را به مأوا می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۲۸عشق ما را سوی دریا می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۲۹یار سرمست است و ما را می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۳۰هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشدغزل شمارهٔ ۵۳۱دل سوی صاحب جمالی می کشدغزل شمارهٔ ۵۳۲چشم ما نقش خیال او بر آتش می کشدغزل شمارهٔ ۵۳۳مدام جام می او حیات می بخشدغزل شمارهٔ ۵۳۴ترک سرمستی مرا دامن‌کشانم می‌کشدغزل شمارهٔ ۵۳۵هر کسی نقشی بر آبی می کشندغزل شمارهٔ ۵۳۶می محبت او راحتی به جان بخشدغزل شمارهٔ ۵۳۷هرچه بخشد خدا به ما بخشدغزل شمارهٔ ۵۳۸نعمت الله خدا به ما بخشیدغزل شمارهٔ ۵۳۹نعمت الله خدا به ما بخشیدغزل شمارهٔ ۵۴۰می خمخانه ای به ما بخشیدغزل شمارهٔ ۵۴۱جام گیتی نما به ما بخشیدغزل شمارهٔ ۵۴۲دامن از تردامنان جان پدر باید کشیدغزل شمارهٔ ۵۴۳از احد احمد آشکارا شدغزل شمارهٔ ۵۴۴آفتابی به ماه پیدا شدغزل شمارهٔ ۵۴۵واحدی در کثیر پیدا شدغزل شمارهٔ ۵۴۶نیمشب ماه ما هویدا شدغزل شمارهٔ ۵۴۷سلطان سراپردهٔ میخانه کجا شدغزل شمارهٔ ۵۴۸هر که او آشنای سلطان شدغزل شمارهٔ ۵۴۹سنبل زلف او پریشان شدغزل شمارهٔ ۵۵۰بلبل جان چو ساکن تن شدغزل شمارهٔ ۵۵۱به عشق چهرهٔ لیلی دل بیچاره مجنون شدغزل شمارهٔ ۵۵۲به سراپردهٔ میخانه روان خواهم شدغزل شمارهٔ ۵۵۳عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شدغزل شمارهٔ ۵۵۴مه ز برج شرف چو طالع شدغزل شمارهٔ ۵۵۵عشق او با جان ما پیوسته شدغزل شمارهٔ ۵۵۶بحر عشقش را کران پیدا نشدغزل شمارهٔ ۵۵۷به جز میخانه جای ما نباشدغزل شمارهٔ ۵۵۸وجود صورت و معنی ز جود ما باشدغزل شمارهٔ ۵۵۹گر نه او یار غار ما باشدغزل شمارهٔ ۵۶۰همه عالم فدای ما باشدغزل شمارهٔ ۵۶۱به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشدغزل شمارهٔ ۵۶۲به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشدغزل شمارهٔ ۵۶۳هر که را شیخ آن چنان باشدغزل شمارهٔ ۵۶۴گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشدغزل شمارهٔ ۵۶۵همه عالم خیال او باشدغزل شمارهٔ ۵۶۶تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشدغزل شمارهٔ ۵۶۷هر که او را خبر از اهل دلانش باشدغزل شمارهٔ ۵۶۸ناز با یار غار خوش باشدغزل شمارهٔ ۵۶۹عاشق و یار خویش خوش باشدغزل شمارهٔ ۵۷۰مدام همدم جام شراب خوش باشدغزل شمارهٔ ۵۷۱ما عاشق و مستیم کرامات چه باشدغزل شمارهٔ ۵۷۲کرمش گنج بی کران باشدغزل شمارهٔ ۵۷۳رند مست از بلا نه اندیشدغزل شمارهٔ ۵۷۴هر که او را به نور او بیندغزل شمارهٔ ۵۷۵نقش خیال عالم عارف به خواب بیندغزل شمارهٔ ۵۷۶دلبر سرمست ما عزمی به دریا می‌کندغزل شمارهٔ ۵۷۷ما مریدیم و پیر ما مرشدغزل شمارهٔ ۵۷۸هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیندغزل شمارهٔ ۵۷۹خوشست این دیدهٔ روشن که غیر او نمی بیندغزل شمارهٔ ۵۸۰چشم ما عین ما به ما بیندغزل شمارهٔ ۵۸۱چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیندغزل شمارهٔ ۵۸۲دیدهٔ ما چو روی او بیندغزل شمارهٔ ۵۸۳این دل دریادل ما عزم دریا می‌کندغزل شمارهٔ ۵۸۴دل باز عزم کعبهٔ مقصود می کندغزل شمارهٔ ۵۸۵در خرابات مغان خمخانه جوشی می کندغزل شمارهٔ ۵۸۶ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کندغزل شمارهٔ ۵۸۷آب چشمم دم به دم از دل روایت می‌کندغزل شمارهٔ ۵۸۸عاشق جانانم و جانم خروشی می کندغزل شمارهٔ ۵۸۹کشتهٔ عشق او شفا چه کندغزل شمارهٔ ۵۹۰خستهٔ عشق تو بیچاره شفا را چه کندغزل شمارهٔ ۵۹۱دل عاشق نظر به جان نکندغزل شمارهٔ ۵۹۲یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داندغزل شمارهٔ ۵۹۳غیر او کی به یاد ما ماندغزل شمارهٔ ۵۹۴عهد با زلف تو بستیم خدا می داندغزل شمارهٔ ۵۹۵دل چو دم از عشق دلبر می‌زندغزل شمارهٔ ۵۹۶مرغ زیرک بین که یاهو می زندغزل شمارهٔ ۵۹۷عاشقی کز عشق او دم می زندغزل شمارهٔ ۵۹۸ذوق ما در جهان نمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۵۹۹بود و نابود در نمی گنجدغزل شمارهٔ ۶۰۰مرا حالی است با جانان که جانم درنمی‌گنجدغزل شمارهٔ ۶۰۱در این خلوت حکایت درنگنجدغزل شمارهٔ ۶۰۲در دل به جز از خدا نگنجدغزل شمارهٔ ۶۰۳هرکه جان در عشق جانان می‌دهدغزل شمارهٔ ۶۰۴جام و می بخشید و می وی می دهدغزل شمارهٔ ۶۰۵معنی یکی و صورت او در ظهور صدغزل شمارهٔ ۶۰۶توحید و موحد و موحدغزل شمارهٔ ۶۰۷هر که او نیک می کند یابدغزل شمارهٔ ۶۰۸ما به تو هستیم و تو هستی به خودغزل شمارهٔ ۶۰۹خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خودغزل شمارهٔ ۶۱۰توحید و موحد و موحدغزل شمارهٔ ۶۱۱از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صدغزل شمارهٔ ۶۱۲دلی که درد ندارد دوا کجا یابدغزل شمارهٔ ۶۱۳هرکه فانی شود بقا یابدغزل شمارهٔ ۶۱۴چشم مست تو گر از خواب گران برخیزدغزل شمارهٔ ۶۱۵نور با نور خوش در آویزدغزل شمارهٔ ۶۱۶ساز عشقش نوای دل سازدغزل شمارهٔ ۶۱۷اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازدغزل شمارهٔ ۶۱۸آتشی در دل است و جان سوزدغزل شمارهٔ ۶۱۹ما انا الحق از فنا خواهیم زدغزل شمارهٔ ۶۲۰عاشقی کو هوای ما داردغزل شمارهٔ ۶۲۱هر جا که دکانداریست او مایه ز ما داردغزل شمارهٔ ۶۲۲چو نور دیده چشم من خیالش درنظر داردغزل شمارهٔ ۶۲۳می خمخانهٔ ما مستی دیگر داردغزل شمارهٔ ۶۲۴هوای درد بی درمان که داردغزل شمارهٔ ۶۲۵پردهٔ دیدهٔ من نقش خیالت داردغزل شمارهٔ ۶۲۶بستهٔ بند بلای تو نجاتی داردغزل شمارهٔ ۶۲۷هر که از اهل کمال است جلالی داردغزل شمارهٔ ۶۲۸هر کجا ساغری است می داردغزل شمارهٔ ۶۲۹عالم از نام او نشان داردغزل شمارهٔ ۶۳۰هر که او عاشق است جان داردغزل شمارهٔ ۶۳۱پادشاهی گدای او داردغزل شمارهٔ ۶۳۲هر کس که هوای ما نداردغزل شمارهٔ ۶۳۳یاری که خیال دوست داردغزل شمارهٔ ۶۳۴صاحبنظری کو که جهان درنظر آردغزل شمارهٔ ۶۳۵گوئیا چشم ابر می خاردغزل شمارهٔ ۶۳۶عقل از اینجا بی خبر او ره به بالا کی بردغزل شمارهٔ ۶۳۷گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی بردغزل شمارهٔ ۶۳۸خوش بود گر او به حالم بنگردغزل شمارهٔ ۶۳۹چشم ما چون به روی او نگردغزل شمارهٔ ۶۴۰مقصود بی وسیله حاصل نمی توان کردغزل شمارهٔ ۶۴۱محبوب دل و راحت جانی چه توان کردغزل شمارهٔ ۶۴۲نوری است که وصفش به ستاره نتوان کردغزل شمارهٔ ۶۴۳با چنین درد دلی میل دوا نتوان کردغزل شمارهٔ ۶۴۴حسن او بر چشم ما پیدا که کردغزل شمارهٔ ۶۴۵با من بینوا چه خواهی کردغزل شمارهٔ ۶۴۶دست با او در کمر خواهیم کردغزل شمارهٔ ۶۴۷کردگار از کرم عیانم کردغزل شمارهٔ ۶۴۸غنچه در گلستان تبسم کردغزل شمارهٔ ۶۴۹دوش تا روز دل از عشق تنعم می کردغزل شمارهٔ ۶۵۰به حکایت شراب نتوان خوردغزل شمارهٔ ۶۵۱عاشقم بر روی نورالله خودغزل شمارهٔ ۶۵۲بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خودغزل شمارهٔ ۶۵۳این که گوئی نعمت الله جان سپردغزل شمارهٔ ۶۵۴خواجهٔ غافل برفت و جان سپردغزل شمارهٔ ۶۵۵هر که بد زیست عاقبت بد مُردغزل شمارهٔ ۶۵۶بود روزی خواجه ای سالار کردغزل شمارهٔ ۶۵۷چون شراب صاف درمان است مارا دُرد دردغزل شمارهٔ ۶۵۸آن لحظه که جان در تتق غیب نهان بودغزل شمارهٔ ۶۵۹یک دم بی می نمی توان بودغزل شمارهٔ ۶۶۰نقش غیری محال خواهد بودغزل شمارهٔ ۶۶۱گر یکی در هزار خواهد بودغزل شمارهٔ ۶۶۲خواجه آنجا فقیر خواهد بودغزل شمارهٔ ۶۶۳جان مجنون فدای لیلی بودغزل شمارهٔ ۶۶۴آفتاب مه نقابی رو نمودغزل شمارهٔ ۶۶۵این سعادت بین که ما را رو نمودغزل شمارهٔ ۶۶۶خوش خیالی به خواب رو بنمودغزل شمارهٔ ۶۶۷پادشه حکم ما روان بنمودغزل شمارهٔ ۶۶۸صبحدم آفتاب رو بنمودغزل شمارهٔ ۶۶۹بیا که مجلس عشق است و طالع مسعودغزل شمارهٔ ۶۷۰هر کجا صاحبجمالی رو نمودغزل شمارهٔ ۶۷۱جیب شب آفتاب چون بگشودغزل شمارهٔ ۶۷۲نور روی او به چشم ما نمودغزل شمارهٔ ۶۷۳روی خود را به نور دل بنمودغزل شمارهٔ ۶۷۴آفتاب از رخ نقاب مه گشودغزل شمارهٔ ۶۷۵یک نفس یعقوب بی یوسف نبودغزل شمارهٔ ۶۷۶عالم از جود او بود موجودغزل شمارهٔ ۶۷۷به سر عاشقان که عین وجودغزل شمارهٔ ۶۷۸هر کسی را عنایتی فرمودغزل شمارهٔ ۶۷۹لطف ساقی بسی کرم فرمودغزل شمارهٔ ۶۸۰لطف ساقی بسی کرم فرمودغزل شمارهٔ ۶۸۱ساقی ما به ما کرم فرمودغزل شمارهٔ ۶۸۲هستی ما همه بود به وجودغزل شمارهٔ ۶۸۳مائیم ایاز و یار محمودغزل شمارهٔ ۶۸۴هرچه امکان لطف و رحمت بودغزل شمارهٔ ۶۸۵قادر پر کمال کن فیکونغزل شمارهٔ ۶۸۶در همه آینه جمال نمودغزل شمارهٔ ۶۸۷در مرتبه ای ساجد در مرتبه ای مسجودغزل شمارهٔ ۶۸۸نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیارایدغزل شمارهٔ ۶۸۹بر بسته نقاب ، دل ربایدغزل شمارهٔ ۶۹۰عقل هر دم که در سرود آیدغزل شمارهٔ ۶۹۱خواب در چشم خوش نمی آیدغزل شمارهٔ ۶۹۲عقل ناقص به کار می نایدغزل شمارهٔ ۶۹۳خیال او به هر نقشی برآیدغزل شمارهٔ ۶۹۴ساقی رخ اگر به ما نمایدغزل شمارهٔ ۶۹۵عقل چندان که خود بیارایدغزل شمارهٔ ۶۹۶گر در طلب اوئی ناگه به برت آیدغزل شمارهٔ ۶۹۷چشمت به تو نور خوش نمایدغزل شمارهٔ ۶۹۸نقشی است خیالش که به هر دست بر آیدغزل شمارهٔ ۶۹۹با رخ او قمر چه کار آیدغزل شمارهٔ ۷۰۰خوش درددلی دارم درمان به چه کار آیدغزل شمارهٔ ۷۰۱نوش کن می که روحت افزایدغزل شمارهٔ ۷۰۲ذاتش به صفات می نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۳ذاتش به صفات می نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۴گهی عکس رخش جان می‌نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۵خیال غیر خوابی می نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۶جسمی دارم که جان نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۷نوری که خدا به ما نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۸مرا هر دم خیالی رو نمایدغزل شمارهٔ ۷۰۹عالم چو مثالی است که در آب نمایدغزل شمارهٔ ۷۱۰هر که او عین ما به ما جویدغزل شمارهٔ ۷۱۱عاشق آن است که معشوق به جان می جویدغزل شمارهٔ ۷۱۲این و آن بود جمله آن گردیدغزل شمارهٔ ۷۱۳این چنین رندی که من دیدم که دیدغزل شمارهٔ ۷۱۴عین او در عین اعیان شد پدیدغزل شمارهٔ ۷۱۵سالها در طلبت دیده به هر سو گردیدغزل شمارهٔ ۷۱۶از کرم جان عزیزم بر جانانه بریدغزل شمارهٔ ۷۱۷رخت ما را به سراپردهٔ میخانه بریدغزل شمارهٔ ۷۱۸زاهد به سراپردهٔ رندان مگذاریدغزل شمارهٔ ۷۱۹کفر سر زلف بت عیار ببینیدغزل شمارهٔ ۷۲۰در دور قمر نقطهٔ خورشید ببینیدغزل شمارهٔ ۷۲۱آفتاب چرخ معنی بایزیدغزل شمارهٔ ۷۲۲ترک می و میخانه به یک بار مگوئیدغزل شمارهٔ ۷۲۳در سراپردهٔ دل خانه خدا را طلبیدغزل شمارهٔ ۷۲۴زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتادغزل شمارهٔ ۷۲۵آتشی در نهاد جان افتادغزل شمارهٔ ۷۲۶هر که بر خاک راه او افتادغزل شمارهٔ ۷۲۷دل به دست زلف دلبر اوفتادغزل شمارهٔ ۷۲۸آب چشم ما به روی ما فتادغزل شمارهٔ ۷۲۹هرکه در دریای بی پایان فتادغزل شمارهٔ ۷۳۰ساقی جامی به این و آن دادغزل شمارهٔ ۷۳۱دردی است در این دل که به درمان نتوان دادغزل شمارهٔ ۷۳۲هر که او در عشق جانان جان ندادغزل شمارهٔ ۷۳۳جام جم می خورم که نوشم بادغزل شمارهٔ ۷۳۴می محبت او نوش کن که نوشت بادغزل شمارهٔ ۷۳۵ورد صاحبنظران فاتحهٔ روی تو بادغزل شمارهٔ ۷۳۶عشق او با جان و دل پیوسته بادغزل شمارهٔ ۷۳۷حضرت سلطان ما پاینده بادغزل شمارهٔ ۷۳۸یا رب ز غم هجران رستیم مبارک بادغزل شمارهٔ ۷۳۹عاشقی کو سر به پای ما نهادغزل شمارهٔ ۷۴۰آب چشم ما به هر سو رو نهادغزل شمارهٔ ۷۴۱ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهادغزل شمارهٔ ۷۴۲اهل نظران دیده به روی تو گشایندغزل شمارهٔ ۷۴۳هر در که به روی ما گشایندغزل شمارهٔ ۷۴۴عارفانی که ما به ما جویندغزل شمارهٔ ۷۴۵ذوقیست دلم را که به عالم نتوان دادغزل شمارهٔ ۷۴۶رندان همه مستند و می از جام ندانندغزل شمارهٔ ۷۴۷دست چپ را یسار می خوانندغزل شمارهٔ ۷۴۸سیدم روح اعظمش خوانندغزل شمارهٔ ۷۴۹مده به باد هوا جان خویشتن بر بادغزل شمارهٔ ۷۵۰ساغر و می مدام در کارندغزل شمارهٔ ۷۵۱آنها که نگار را نگارندغزل شمارهٔ ۷۵۲عمر ما رفته بود باز آمدغزل شمارهٔ ۷۵۳عمر ما رفته بود باز آمدغزل شمارهٔ ۷۵۴واحد به صفات کثرت آمدغزل شمارهٔ ۷۵۵خوش ماه تمامی است که از غیب برآمدغزل شمارهٔ ۷۵۶مستانه ساقی از در در آمدغزل شمارهٔ ۷۵۷ملک عشقش به غیر ما نرسدغزل شمارهٔ ۷۵۸دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسدغزل شمارهٔ ۷۵۹دولت وصل تو به ما کی رسدغزل شمارهٔ ۷۶۰هست هشیار و مست نشناسدغزل شمارهٔ ۷۶۱آب حیات از لب ساقی به ما رسیدغزل شمارهٔ ۷۶۲نعمت الله باز با ما وا رسیدغزل شمارهٔ ۷۶۳او را به خود نبینی او را به او توان دیدغزل شمارهٔ ۷۶۴جام می گر به دست ما برسدغزل شمارهٔ ۷۶۵چشمی که چشمهٔ آب از چشم ما روان دیدغزل شمارهٔ ۷۶۶نوریست که آن نور به آن نور توان دیدغزل شمارهٔ ۷۶۷در دیدهٔ ما نور رخ یار توان دیدغزل شمارهٔ ۷۶۸چشمم نورت در این و آن دیدغزل شمارهٔ ۷۶۹چشمم نورت در این و آن دیدغزل شمارهٔ ۷۷۰نقشش نه خیالی است که در خواب توان دیدغزل شمارهٔ ۷۷۱به چشم ما جهانی می توان دیدغزل شمارهٔ ۷۷۲در جهنم خراب می گرددغزل شمارهٔ ۷۷۳چارپا در پی علف گرددغزل شمارهٔ ۷۷۴دیده عمری به سر روان گردیدغزل شمارهٔ ۷۷۵گرد میخانهٔ دل به جان گردیدغزل شمارهٔ ۷۷۶عاشقانی که عشق می بازندغزل شمارهٔ ۷۷۷جان و جانان هر دو باهم سرخوشندغزل شمارهٔ ۷۷۸همه در بحر بیکران غرقندغزل شمارهٔ ۷۷۹به علی رغم عدو باز زدم جامی چندغزل شمارهٔ ۷۸۰کفر زلف او به ایمان کی دهندغزل شمارهٔ ۷۸۱آنها که مقربان شاهندغزل شمارهٔ ۷۸۲خلق دنیا مقلد قالندغزل شمارهٔ ۷۸۳آتشی از عشق او در بزم ما افروختندغزل شمارهٔ ۷۸۴بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودندغزل شمارهٔ ۷۸۵عاشقان از بیش و کم آسوده اندغزل شمارهٔ ۷۸۶آفتابی را به مه بنموده اندغزل شمارهٔ ۷۸۷کشتگان از دم او زنده شدندغزل شمارهٔ ۷۸۸در ازل بر ما در میخانه را بگشوده‌اندغزل شمارهٔ ۷۸۹خاکساران که گو به پاکردندغزل شمارهٔ ۷۹۰عاشقان اول ز جان باز آمدندغزل شمارهٔ ۷۹۱آفتابی را هویدا کرده اندغزل شمارهٔ ۷۹۲گنج پنهانی که پیدا کرده اندغزل شمارهٔ ۷۹۳آب حیات ماست که می نام کرده اندغزل شمارهٔ ۷۹۴غرّهٔ ماه مبارک بین که غرّا کرده‌اندغزل شمارهٔ ۷۹۵مشکلات ما چو حل ، وا کرده اندغزل شمارهٔ ۷۹۶این خط نگر که بر رخ جانان کشیده اندغزل شمارهٔ ۷۹۷عاشقان درش از درد دوا یافته اندغزل شمارهٔ ۷۹۸آتش عشق همان دم که بر افروخته اندغزل شمارهٔ ۷۹۹بحریان احوال دریا گفته اندغزل شمارهٔ ۸۰۰مدام همدم جام شراب باشد رندغزل شمارهٔ ۸۰۱تا نگوئی که خواجه مالش ماندغزل شمارهٔ ۸۰۲سلطان که بود گدای سیدغزل شمارهٔ ۸۰۳خوش در میخانه را بگشاده اندغزل شمارهٔ ۸۰۴خاک پاک ما به می بسرشته اندغزل شمارهٔ ۸۰۵بیا ای جان و ای جانان سیدغزل شمارهٔ ۸۰۶گر یار غار خواهی مائیم یار سیدغزل شمارهٔ ۸۰۷بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذارغزل شمارهٔ ۸۰۸اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذرغزل شمارهٔ ۸۰۹عشق جان عاشقان است ای پسرغزل شمارهٔ ۸۱۰نور چشم ما به چشم ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۱قطره و دریا به عین ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۲نور چشم با به چشم ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۳قطره قطره جمع کن دریا نگرغزل شمارهٔ ۸۱۴یک نظر در چشم مست ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۵یک نظر در چشم مست ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۶یک نظر در چشم مست ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۷یک نظر در چشم مست ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۸یک نظر در چشم مست ما نگرغزل شمارهٔ ۸۱۹یک نظر در چشم مست ما نگرغزل شمارهٔ ۸۲۰آینه بستان جمال او نگرغزل شمارهٔ ۸۲۱نظری کن در آن جمال نگرغزل شمارهٔ ۸۲۲هر چه می بینی همه مطلق نگرغزل شمارهٔ ۸۲۳صورت و معنی و جام جم نگرغزل شمارهٔ ۸۲۴چهار حضرت در یکی حضرت نگرغزل شمارهٔ ۸۲۵مظهر و مظهر به همدیگر نگرغزل شمارهٔ ۸۲۶هرچه می بینی به او می نگرغزل شمارهٔ ۸۲۷هر چه بینی به نور او بنگرغزل شمارهٔ ۸۲۸بیا به دیدهٔ ما روی یار ما بنگرغزل شمارهٔ ۸۲۹در حسن ماهرویان آن آفتاب بنگرغزل شمارهٔ ۸۳۰در حسن ماهرویان تو آفتاب بنگرغزل شمارهٔ ۸۳۱راه شرابخانه را می دهمت نشان دگرغزل شمارهٔ ۸۳۲عقل غیر از عقال نیست دگرغزل شمارهٔ ۸۳۳ای مرا در هر سخن بحری گرغزل شمارهٔ ۸۳۴یافتم از نور تو تابی دگرغزل شمارهٔ ۸۳۵جز وجود او نمی دانیم موجودی دگرغزل شمارهٔ ۸۳۶عشق جان عاشقان است ای پسرغزل شمارهٔ ۸۳۷مه نقاب آفتاب است ای پسرغزل شمارهٔ ۸۳۸عشق او ما را به کام است ای پسرغزل شمارهٔ ۸۳۹مال قلبش کن لام است ای پسرغزل شمارهٔ ۸۴۰نیست شو تا هست گردی ای پسرغزل شمارهٔ ۸۴۱نام آن لعل شکر بار مبرغزل شمارهٔ ۸۴۲بیا با یوسف کنعان به سر برغزل شمارهٔ ۸۴۳در ره او راهرو پای چه باشد به سرغزل شمارهٔ ۸۴۴نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظرغزل شمارهٔ ۸۴۵نعمت الله است عالم سر به سرغزل شمارهٔ ۸۴۶مدتی گشتیم گرد بحر و برغزل شمارهٔ ۸۴۷عاشق و رندیم و شاهد در نظرغزل شمارهٔ ۸۴۸روشن است از نور رویش دیدهٔ اهل نظرغزل شمارهٔ ۸۴۹یک حقیقت هست ما را در نظرغزل شمارهٔ ۸۵۰یک نظر در چشم سرمستی نگرغزل شمارهٔ ۸۵۱نیست ما را هیچ غیری در نظرغزل شمارهٔ ۸۵۲راه را گم کرده ای جان پدرغزل شمارهٔ ۸۵۳جام جهان نماست که داریم در نظرغزل شمارهٔ ۸۵۴نور روی اوست ما را در نظرغزل شمارهٔ ۸۵۵دل فدا کرده ایم و جان بر سرغزل شمارهٔ ۸۵۶چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشترغزل شمارهٔ ۸۵۷عشق جانان ما ز جان خوشترغزل شمارهٔ ۸۵۸آمد خیال غیر چو خوابیم در نظرغزل شمارهٔ ۸۵۹اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذرغزل شمارهٔ ۸۶۰بیا از بود و از نابوده بگذرغزل شمارهٔ ۸۶۱عشق بازی از سر جان درگذرغزل شمارهٔ ۸۶۲عاشقم من به قطب دین حیدرغزل شمارهٔ ۸۶۳جام گیتی نما به دست آورغزل شمارهٔ ۸۶۴بشنو حضرتش به دست آورغزل شمارهٔ ۸۶۵یار صاحب نظر به دست آورغزل شمارهٔ ۸۶۶برو و دلبری به دست آورغزل شمارهٔ ۸۶۷بیا و یک دمی با ما برآورغزل شمارهٔ ۸۶۸رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آرغزل شمارهٔ ۸۶۹در گوشهٔ میخانه نشستیم دگر بارغزل شمارهٔ ۸۷۰خوش بر در میخانه نشستیم دگر بارغزل شمارهٔ ۸۷۱گرفته عشق او دستم دگر بارغزل شمارهٔ ۸۷۲بی رخ جانان به گلزارم چه کارغزل شمارهٔ ۸۷۳به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چارغزل شمارهٔ ۸۷۴گر خدا را دوست داری مصطفی رادوست دارغزل شمارهٔ ۸۷۵گر تو مرد موحدی ای یارغزل شمارهٔ ۸۷۶گر ذات کند ظهور ای یارغزل شمارهٔ ۸۷۷یار یاران یار باش ای یارغزل شمارهٔ ۸۷۸در ترقی همیشه باش ای یارغزل شمارهٔ ۸۷۹مو نمی گنجد میان ما و یارغزل شمارهٔ ۸۸۰منم آئینهٔ حقیقت یارغزل شمارهٔ ۸۸۱زر یکی و تنگهٔ زر بی شمارغزل شمارهٔ ۸۸۲آفتابی رو نموده بی غبارغزل شمارهٔ ۸۸۳صبحدم شد آفتابی آشکارغزل شمارهٔ ۸۸۴خوش خیالی نقش بسته آن نگارغزل شمارهٔ ۸۸۵ساقیا جام خوشگوار بیارغزل شمارهٔ ۸۸۶یک هویت در مراتب می نماید صدهزارغزل شمارهٔ ۸۸۷بندهٔ خود ز خاک ره بردارغزل شمارهٔ ۸۸۸مائیم که ذاکریم و مذکورغزل شمارهٔ ۸۸۹برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمورغزل شمارهٔ ۸۹۰به هر طرف که نظر می کنم توئی منظورغزل شمارهٔ ۸۹۱در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمورغزل شمارهٔ ۸۹۲ساقی بیار جام می و دست ما بگیرغزل شمارهٔ ۸۹۳ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیرغزل شمارهٔ ۸۹۴منظور یکی ، یکی است ناظرغزل شمارهٔ ۸۹۵می رود عمر ما دریغا عمرغزل شمارهٔ ۸۹۶رند مستیم و عشق شورانگیزغزل شمارهٔ ۸۹۷من سودازده با عشق درافتادم بازغزل شمارهٔ ۸۹۸در میخانه را گشادم بازغزل شمارهٔ ۸۹۹مرغ جانم می کند پرواز بازغزل شمارهٔ ۹۰۰عاشق و مست و رندم و جانبازغزل شمارهٔ ۹۰۱شاهبازی درآمد از در بازغزل شمارهٔ ۹۰۲خاطرم می کشد سوی شیرازغزل شمارهٔ ۹۰۳برو ای میر من به مال منازغزل شمارهٔ ۹۰۴بیا و پردهٔ هستی براندازغزل شمارهٔ ۹۰۵که را روئی چنین زیباست امروزغزل شمارهٔ ۹۰۶میخانه سبیل ماست امروزغزل شمارهٔ ۹۰۷به کام دل رسیدم باز امروزغزل شمارهٔ ۹۰۸درد از تو خوش است و هم دوا نیزغزل شمارهٔ ۹۰۹شاهان همه حیران جمال تو گدا نیزغزل شمارهٔ ۹۱۰خاک میخانه بر سر ما ریزغزل شمارهٔ ۹۱۱عشق بازی روان از جان برخیزغزل شمارهٔ ۹۱۲دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگزغزل شمارهٔ ۹۱۳بر در میخانه بنشستیم بازغزل شمارهٔ ۹۱۴ار شراب نیمشب امروز سرمستیم بازغزل شمارهٔ ۹۱۵دل به دست زلف او دادیم بازغزل شمارهٔ ۹۱۶مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده بازغزل شمارهٔ ۹۱۷خوش دری بر روی ما بگشاد بازغزل شمارهٔ ۹۱۸رنج غربت تو از غریبان پرسغزل شمارهٔ ۹۱۹لذت جان ما ز مستان پرسغزل شمارهٔ ۹۲۰جام خوشی ز دُردی دردش چو ما بپرسغزل شمارهٔ ۹۲۱رنج عشقی کشیده ام که مپرسغزل شمارهٔ ۹۲۲گرم و سردی چشیده‌ام که مپرسغزل شمارهٔ ۹۲۳جام می را به نوش و خوش می‌باشغزل شمارهٔ ۹۲۴شراب شوق را پیمانه می باشغزل شمارهٔ ۹۲۵جان به جانان سپار و خوش می باشغزل شمارهٔ ۹۲۶دل به دلبر گذار و خوش می باشغزل شمارهٔ ۹۲۷دُرد دردش بنوش خوش می باشغزل شمارهٔ ۹۲۸سیدی خواهی پناه و بنده باشغزل شمارهٔ ۹۲۹گر فسرده نیستی گر ما نه باشغزل شمارهٔ ۹۳۰ای دل ار عاشقی بیا خوش باشغزل شمارهٔ ۹۳۱ای دل ار چه شکسته ای خوش باشغزل شمارهٔ ۹۳۲زر بپاش و خواجهٔ زر پاش باشغزل شمارهٔ ۹۳۳عشق سرمست است و دارد دور باشغزل شمارهٔ ۹۳۴پاک باش و بی وضو یک دم مباشغزل شمارهٔ ۹۳۵اگر میلی به ما داری بیا و بندهٔ ما باشغزل شمارهٔ ۹۳۶در میکده مست و رند و قلاشغزل شمارهٔ ۹۳۷بحر در جوش است و جانم درخروشغزل شمارهٔ ۹۳۸خم می در جوش و رندان درخروشغزل شمارهٔ ۹۳۹به گوش و هوش من آمد ندای ساقی دوشغزل شمارهٔ ۹۴۰زهد بگذار و خرقه را بفروشغزل شمارهٔ ۹۴۱در خرابات تا سحرگه دوشغزل شمارهٔ ۹۴۲جام می شادی رندان نوش نوشغزل شمارهٔ ۹۴۳دُرد دردش چو صاف درمان نوشغزل شمارهٔ ۹۴۴از جام حباب آب می نوشغزل شمارهٔ ۹۴۵دلخوشم از عشق جان افزای خویشغزل شمارهٔ ۹۴۶بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویشغزل شمارهٔ ۹۴۷سوختم بر آتش دل عود خویشغزل شمارهٔ ۹۴۸عزتی ده مرا به عزت خویشغزل شمارهٔ ۹۴۹همه عالم چو شبنمی دانشغزل شمارهٔ ۹۵۰هفت هیکل به ذوق می خوانشغزل شمارهٔ ۹۵۱چه خوش جمعیتی داریم از زلف پریشانشغزل شمارهٔ ۹۵۲پریشان کرد حال من سر زلف پریشانشغزل شمارهٔ ۹۵۳ساقی سرخوش ما همدم ما می بینشغزل شمارهٔ ۹۵۴بیا ای نور چشم اهل بینشغزل شمارهٔ ۹۵۵عشق آمد و جام می به دستشغزل شمارهٔ ۹۵۶چیست عالم سایه بان حضرتشغزل شمارهٔ ۹۵۷دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویشغزل شمارهٔ ۹۵۸در خواب خوش نماید نقش خیال رویشغزل شمارهٔ ۹۵۹ساقیم می رفت و رندان در پیشغزل شمارهٔ ۹۶۰چه خوشحالی که می یابم جمالشغزل شمارهٔ ۹۶۱دل به دلبر دادم و جان بر سرشغزل شمارهٔ ۹۶۲دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرشغزل شمارهٔ ۹۶۳وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازشغزل شمارهٔ ۹۶۴روح اعظم نایب حق خوانمشغزل شمارهٔ ۹۶۵بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکشغزل شمارهٔ ۹۶۶غلغلهٔ عاشقان مجلس کوی غمشغزل شمارهٔ ۹۶۷آن یکی از هر یکی می جویمشغزل شمارهٔ ۹۶۸عشق او در جان روان می دارمشغزل شمارهٔ ۹۶۹جام عین شراب دریابشغزل شمارهٔ ۹۷۰عاشقانه به یاد او سرخوشغزل شمارهٔ ۹۷۱نور چشم است و مردم دیدهغزل شمارهٔ ۹۷۲دُرد دردش دردخواری بایدشغزل شمارهٔ ۹۷۳کاه و جو خلق برد خوش خوشغزل شمارهٔ ۹۷۴این حضور عاشقان است و سماعغزل شمارهٔ ۹۷۵دردمندیم و از دوا فارغغزل شمارهٔ ۹۷۶عشق او دریا و ما در وی صدفغزل شمارهٔ ۹۷۷وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطفغزل شمارهٔ ۹۷۸پادشاه عاشقانیم و گدای کوی عشقغزل شمارهٔ ۹۷۹عاشقان غرقند در دریای عشقغزل شمارهٔ ۹۸۰تن به جان زنده است و جان از عشقغزل شمارهٔ ۹۸۱عالم عرض است و جوهرش حقغزل شمارهٔ ۹۸۲در آینهٔ وجود مطلقغزل شمارهٔ ۹۸۳منم آن رند عاشق مطلقغزل شمارهٔ ۹۸۴در محیطی فکنده ام زورقغزل شمارهٔ ۹۸۵عشق است زیاده بر همه خلقغزل شمارهٔ ۹۸۶بیا که عاشق مستیم و همدمان موافقغزل شمارهٔ ۹۸۷ای گشته خجل از گل روی تو شقایقغزل شمارهٔ ۹۸۸گوید سخن آن نازنین نیمی شکر نیمی نمکغزل شمارهٔ ۹۸۹ای نهان کرده در آن تنگ شکربار نمکغزل شمارهٔ ۹۹۰گر مشکگ را شکی باشد به یکغزل شمارهٔ ۹۹۱امشب شب قدر است و بر احباب مبارکغزل شمارهٔ ۹۹۲سخن نازکان بود نازکغزل شمارهٔ ۹۹۳شاها کرمی کن و مکن جنگغزل شمارهٔ ۹۹۴نقش نقاش است نقش این خیالغزل شمارهٔ ۹۹۵آفتابی می پرستم لایزالغزل شمارهٔ ۹۹۶ای دهنت وهم میانت خیالغزل شمارهٔ ۹۹۷ای لب تو چشمهٔ آب زلالغزل شمارهٔ ۹۹۸خواجه مخمور باز ماند به مالغزل شمارهٔ ۹۹۹دل صفهٔ صفاست و ما صوفیان دلغزل شمارهٔ ۱۰۰۰جان کیست بندهٔ حرم کبریای دلغزل شمارهٔ ۱۰۰۱بایزید است جان و هم جانان دلغزل شمارهٔ ۱۰۰۲جام گیتی نماست یعنی دلغزل شمارهٔ ۱۰۰۳اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادلغزل شمارهٔ ۱۰۰۴حاصل ما دل است و حاصل دلغزل شمارهٔ ۱۰۰۵دل طالب یار و یار در دلغزل شمارهٔ ۱۰۰۶به جز درد سر از غافل چه حاصلغزل شمارهٔ ۱۰۰۷من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گلغزل شمارهٔ ۱۰۰۸دختری بر باد داده غنچهٔ خندان گلغزل شمارهٔ ۱۰۰۹ز آفتاب مهر او تابنده‌امغزل شمارهٔ ۱۰۱۰شکر گویم که باز سر مستمغزل شمارهٔ ۱۰۱۱علم صید است و قید کن محکمغزل شمارهٔ ۱۰۱۲نیم شب خوش آفتابی دیده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۰۱۳در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۰۱۴خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۰۱۵دل به دلبر جان به جانان داده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۰۱۶گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریمغزل شمارهٔ ۱۰۱۷چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالمغزل شمارهٔ ۱۰۱۸مائیم ز نار عشق آدمغزل شمارهٔ ۱۰۱۹باز رستیم از وجود و از عدمغزل شمارهٔ ۱۰۲۰فارغیم از وجود و هم ز عدمغزل شمارهٔ ۱۰۲۱آفتابیست حضرت آدمغزل شمارهٔ ۱۰۲۲در آینهٔ وجود آدمغزل شمارهٔ ۱۰۲۳سه نقطه یک الف همی نگرمغزل شمارهٔ ۱۰۲۴شیخ ما بود در حرم محرمغزل شمارهٔ ۱۰۲۵منصب مستان ما ترک وجود و عدمغزل شمارهٔ ۱۰۲۶مقصود توئی ز جمله عالمغزل شمارهٔ ۱۰۲۷همدمی گر طلب کنی یک دمغزل شمارهٔ ۱۰۲۸تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودمغزل شمارهٔ ۱۰۲۹در مجمر عشق سوخت عودمغزل شمارهٔ ۱۰۳۰سالها شد که به جان طالب جانان خودمغزل شمارهٔ ۱۰۳۱مدتی شد که به جان در پی جانان خودمغزل شمارهٔ ۱۰۳۲تا جمالش دیده ام حیران شدمغزل شمارهٔ ۱۰۳۳عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدمغزل شمارهٔ ۱۰۳۴نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدمغزل شمارهٔ ۱۰۳۵در خرابات گرد گردیدمغزل شمارهٔ ۱۰۳۶روشن است از نور رویش چشم مست سیدمغزل شمارهٔ ۱۰۳۷به هرحالی که پیش آید خیالی نقش می بندمغزل شمارهٔ ۱۰۳۸عاشق و مستم و در کوی مغان می گردمغزل شمارهٔ ۱۰۳۹توبه از زهد و زاهدی کردمغزل شمارهٔ ۱۰۴۰گر بر افروزد آتش در دمغزل شمارهٔ ۱۰۴۱عشق آمد که بلا آوردمغزل شمارهٔ ۱۰۴۲دل دارم و جان بدو سپردمغزل شمارهٔ ۱۰۴۳عشق او هر ساعتی بنوازدمغزل شمارهٔ ۱۰۴۴آتش عشق تو جان می سوزدمغزل شمارهٔ ۱۰۴۵بیا و همدم ما شو به عشق او یک دمغزل شمارهٔ ۱۰۴۶شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرمغزل شمارهٔ ۱۰۴۷خوش حیاتی که پیش او میرمغزل شمارهٔ ۱۰۴۸هر کجا حسن خوشی می نگرمغزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرمغزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرمغزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارمغزل شمارهٔ ۱۰۵۲عشق او در میان جان دارمغزل شمارهٔ ۱۰۵۳هر چه خواهی بجو که آن داریمغزل شمارهٔ ۱۰۵۴خوش خیالی را به خوبی دیده امغزل شمارهٔ ۱۰۵۵نیم شب خوش آفتابی دیده امغزل شمارهٔ ۱۰۵۶تا جمالش در تجلی دیده‌امغزل شمارهٔ ۱۰۵۷تا گلی از گلستانش چیده امغزل شمارهٔ ۱۰۵۸بر در میخانه مست افتاده امغزل شمارهٔ ۱۰۵۹من در این ره نیز بوئی برده امغزل شمارهٔ ۱۰۶۰باز سرمست جام جم شده امغزل شمارهٔ ۱۰۶۱پادشاهی می کنم تا بنده امغزل شمارهٔ ۱۰۶۲زآفتاب مهر او تابنده امغزل شمارهٔ ۱۰۶۳عاشق روی نازنین توامغزل شمارهٔ ۱۰۶۴حالی است مرا با می و مستان که چه گویمغزل شمارهٔ ۱۰۶۵داریم نگاری به کمالی که چه گویمغزل شمارهٔ ۱۰۶۶بنمود جمالی به کمالی که چه گویمغزل شمارهٔ ۱۰۶۷نازی است از آن جانب و نازی که چه گویمغزل شمارهٔ ۱۰۶۸داریم حضوری و سرابی که چه گویمغزل شمارهٔ ۱۰۶۹غرقهٔ آب و آب می جویمغزل شمارهٔ ۱۰۷۰سخنی خوش به ذوق می گویمغزل شمارهٔ ۱۰۷۱اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویمغزل شمارهٔ ۱۰۷۲می خوردم و از خمار رستمغزل شمارهٔ ۱۰۷۳به حمدالله که من امروز از بند بلا جستمغزل شمارهٔ ۱۰۷۴رفتم به در خانه میخانه نشستمغزل شمارهٔ ۱۰۷۵شکر گویم که توبه بشکستمغزل شمارهٔ ۱۰۷۶در خرابات عشق سرمستمغزل شمارهٔ ۱۰۷۷مدتی در به در به جان گشتمغزل شمارهٔ ۱۰۷۸ز نور روی او تابنده گشتمغزل شمارهٔ ۱۰۷۹آتش عشقش خوشی افروختمغزل شمارهٔ ۱۰۸۰مست می ملامتم نیست سر سلامتمغزل شمارهٔ ۱۰۸۱من رند خراباتم ایمن ز کراماتمغزل شمارهٔ ۱۰۸۲من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهمغزل شمارهٔ ۱۰۸۳بگذر ز وجود و ز عدم همغزل شمارهٔ ۱۰۸۴غیر او با او نگنجد در دلمغزل شمارهٔ ۱۰۸۵آفتابست و سایه بان عالمغزل شمارهٔ ۱۰۸۶گدای عشقم و سلطان عالمغزل شمارهٔ ۱۰۸۷همچو ما کیست مست در عالمغزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیرهن گر کهنه گردد یوسف جان را چه غمغزل شمارهٔ ۱۰۸۹با سر زلف بتی باز در افتاد دلمغزل شمارهٔ ۱۰۹۰در خرابات فنا جام بقا می نوشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۱می عشقش به کام می نوشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۲منم که جام می ذوالجلال می نوشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۳سر کویت به همه ملک جهان نفروشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۴دُرد دردش به ذوق می نوشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۵از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۶منم که عاشق دیدار یار خود باشمغزل شمارهٔ ۱۰۹۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیمغزل شمارهٔ ۱۰۹۸ما اگر شاه اگر گدا باشیمغزل شمارهٔ ۱۰۹۹فاش شد نام ما که قلاشیمغزل شمارهٔ ۱۱۰۰ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیمغزل شمارهٔ ۱۱۰۱ما حلقه به گوش می فروشیمغزل شمارهٔ ۱۱۰۲ما سلطنت فقر به عالم نفروشیمغزل شمارهٔ ۱۱۰۳علم توحید نیک می دانمغزل شمارهٔ ۱۱۰۴من به جان دوستدار رندانمغزل شمارهٔ ۱۱۰۵مطرب خوش نوای رندانمغزل شمارهٔ ۱۱۰۶حضرتی غیر او نمی دانمغزل شمارهٔ ۱۱۰۷بُود ممکن که من بی جان بمانمغزل شمارهٔ ۱۱۰۸چنان سرمست و شیدایم که پا از سر نمی‌دانمغزل شمارهٔ ۱۱۰۹من ترک می و صحبت رندان نتوانمغزل شمارهٔ ۱۱۱۰من ترک می و صحبت رندان نتوانمغزل شمارهٔ ۱۱۱۱درد دل آمد که درمانت منمغزل شمارهٔ ۱۱۱۲غم مخور یارا که غمخوارت منمغزل شمارهٔ ۱۱۱۳دولت وصل یار می‌بینمغزل شمارهٔ ۱۱۱۴به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می‌بینمغزل شمارهٔ ۱۱۱۵نقش عالم خیال می بینمغزل شمارهٔ ۱۱۱۶یار خود را به ناز می بینمغزل شمارهٔ ۱۱۱۷نظری می‌کنم و وجه خدا می‌بینمغزل شمارهٔ ۱۱۱۸چشم مستت به خواب می‌بینمغزل شمارهٔ ۱۱۱۹خیال روی تو دائم به خواب می‌بینمغزل شمارهٔ ۱۱۲۰هر چه بینم به نور او بینمغزل شمارهٔ ۱۱۲۱ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنمغزل شمارهٔ ۱۱۲۲عاشق آن گلعذارم چون کنمغزل شمارهٔ ۱۱۲۳توبه از می کجا کنم نکنمغزل شمارهٔ ۱۱۲۴من خلاف خدا کنم نکنمغزل شمارهٔ ۱۱۲۵عاشق مستم به کوی می فروشان می رومغزل شمارهٔ ۱۱۲۶از جام عشقش مست مداممغزل شمارهٔ ۱۱۲۷میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیمغزل شمارهٔ ۱۱۲۸ما اگر شاه اگر گدا باشیمغزل شمارهٔ ۱۱۲۹ما خدا چون شما نمی طلبیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۰خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۱عجب است این که من ز من طلبمغزل شمارهٔ ۱۱۳۲مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتمغزل شمارهٔ ۱۱۳۳قطب عالم روح اعظم یافتمغزل شمارهٔ ۱۱۳۴درد دل بردیم و درمان یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۵درد دل بردیم و درمان یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۶جان فدا کردیم و جانان یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۷بی‌نشانی را نشانش یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۸وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۳۹تا ز درد دل دوائی یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۰نقد گنج عشق او در کنج دل ما یافتیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۱مستیم و خراب و می پرستیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۲دل در آن زلف پرشکن بستیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۳رخت بربستیم و دل برداشتیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۴مائیم که مظهر صفاتیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۵نور او عین این و آن دیدیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۶ما زنگ ز آینه زدودیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۷ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۸مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیمغزل شمارهٔ ۱۱۴۹با خراباتئی در افتادیمغزل شمارهٔ ۱۱۵۰میخانهٔ ذوق درگشادیمغزل شمارهٔ ۱۱۵۱ما آینه در نمد کشیدیمغزل شمارهٔ ۱۱۵۲بیا تا با تو ما همباز گردیمغزل شمارهٔ ۱۱۵۳هر آن نقشی که بر دیده کشیدیمغزل شمارهٔ ۱۱۵۴تا مجرد از دل و از جان شدیمغزل شمارهٔ ۱۱۵۵هر چه داریم ما از او داریمغزل شمارهٔ ۱۱۵۶هرچه داریم از خدا داریمغزل شمارهٔ ۱۱۵۷عشق او در میان جان داریمغزل شمارهٔ ۱۱۵۸اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریمغزل شمارهٔ ۱۱۵۹ما با تو به جز یاری داریم نداریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۰گر دست دهد دامن دلبر نگذاریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۱خیزید که تا جام شرابی به کف آریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۲نقش خیال رویش بر دیده می نگاریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۳ما عاشق چشم مست یاریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۴دایم به خیال آن نگاریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۵ما به لطف پادشه مستظهریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۶ما عاشق رند دلپذیریمغزل شمارهٔ ۱۱۶۷ما خراباتیان جان بازیمغزل شمارهٔ ۱۱۶۸اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیمغزل شمارهٔ ۱۱۶۹جان و دل ایثار جانان کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۰این عنایت بین که ما دربارهٔ جان کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۱جان فدای عشق جانان کرده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۲باز هوای تو هوس کرده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۳نور او در چشم بینا دیده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۴عشق او در بحر و در بر دیده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۵روشنی چشم جان ازنور جانان دیده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۶تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۷یک نظر از اهل دل تا دیده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۸تا خیال روی او در آب دیده دیده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۷۹تا بیانش در کنار آورده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۰درس عشق از دفتر جان خوانده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۱در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۲مست و رند و لاابالی در جهان افتاده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۳ما دم از عشق در قدم زده ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۴دردمندیم و به امید دوا آمده‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۵ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۶منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویمغزل شمارهٔ ۱۱۸۷تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایمغزل شمارهٔ ۱۱۸۸باز ساز عشق را بنواختیمغزل شمارهٔ ۱۱۸۹مدتی شد که به جان باتو در آمیخته ایمغزل شمارهٔ ۱۱۹۰ماییم کز جهان همه دل برگرفته‌ایمغزل شمارهٔ ۱۱۹۱همه جا طالب وصال توایمغزل شمارهٔ ۱۱۹۲عشق است که مبتلای اوئیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۳زنده به حیات عشق اوئیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۴چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۵از ازل تا به ابد آینه دار اوئیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۶ما مظهر نور مصطفائیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۷ما خود بینیم و خود نمائیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۸غرقهٔ بحر بیکران مائیمغزل شمارهٔ ۱۱۹۹ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۰ما بندهٔ مطلق خدائیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۱بندهٔ سید سرمستانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۲به سر خواجه که ما مستانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۳ما مرشد عشاق خرابات جهانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۴مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۵ظاهراً جسم و باطناً جانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۶ما ساقی سرمست خرابات جهانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۷از ما کناره کردی ما با تو درمیانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۸نو فروشان کهنه پوشانیمغزل شمارهٔ ۱۲۰۹لذت رند مست ما دانیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۰ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۱ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۲عاشقانه عشقبازی می کنیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۳نور چشمست او به او بینیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۴هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۵ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویمغزل شمارهٔ ۱۲۱۶ما از شرابخانهٔ جانانه می رسیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۷ما گدایان حضرت شاهیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۸ما گوهر بحر لایزالیمغزل شمارهٔ ۱۲۱۹فارغیم از ملک عالم فارغیمغزل شمارهٔ ۱۲۲۰ما عاشق چشم مست عشقیمغزل شمارهٔ ۱۲۲۱هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشمغزل شمارهٔ ۱۲۲۲هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشمغزل شمارهٔ ۱۲۲۳در خرابات مغان دارم مقامغزل شمارهٔ ۱۲۲۴نعمت الله می است و عالم جامغزل شمارهٔ ۱۲۲۵هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمامغزل شمارهٔ ۱۲۲۶در نظر نقش خیال تو نگارم دایمغزل شمارهٔ ۱۲۲۷هر کجا صورتی است در نظرمغزل شمارهٔ ۱۲۲۸اسم او گنج است و عالم چون طلسمغزل شمارهٔ ۱۲۲۹ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نانغزل شمارهٔ ۱۲۳۰دل که باشد گر نباشد بندهٔ فرمان منغزل شمارهٔ ۱۲۳۱راحت جانم توئی ای جان و ای جانان منغزل شمارهٔ ۱۲۳۲جانم فدای جان تو ای جان و ای جانان منغزل شمارهٔ ۱۲۳۳ای به نور روی تو روشن دو چشم جان منغزل شمارهٔ ۱۲۳۴رحمتی کن بر دل و بر جان منغزل شمارهٔ ۱۲۳۵صدهزار آئینه دارد یار منغزل شمارهٔ ۱۲۳۶در چشم من آن نور است ای نور دو چشم منغزل شمارهٔ ۱۲۳۷ساقی سرمست رندان می دهد جامی به منغزل شمارهٔ ۱۲۳۸به نور طلعت او گشته چشم ما روشنغزل شمارهٔ ۱۲۳۹اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشنغزل شمارهٔ ۱۲۴۰ای به روی تو دیده ها روشنغزل شمارهٔ ۱۲۴۱زاهدان را نرسد غیبت رندان کردنغزل شمارهٔ ۱۲۴۲عشق در آن و این توان دیدنغزل شمارهٔ ۱۲۴۳جان عالم آدم است و دیگران همچون بدنغزل شمارهٔ ۱۲۴۴ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتنغزل شمارهٔ ۱۲۴۵چشم من شد به نور او روشنغزل شمارهٔ ۱۲۴۶ایها الطالب چو جای ما و منغزل شمارهٔ ۱۲۴۷هرچه بینی در میان انجمنغزل شمارهٔ ۱۲۴۸نور او در دیدهٔ بینا ببینغزل شمارهٔ ۱۲۴۹موج دریا را به عین ما ببینغزل شمارهٔ ۱۲۵۰در جام جهان نما جهان بینغزل شمارهٔ ۱۲۵۱چشم بگشا و جمال او ببینغزل شمارهٔ ۱۲۵۲با تو گویم روی بی چون چو ببینغزل شمارهٔ ۱۲۵۳بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببینغزل شمارهٔ ۱۲۵۴جامیم و شراب این عجب بینغزل شمارهٔ ۱۲۵۵باده می نوش و جام را می بینغزل شمارهٔ ۱۲۵۶هرچه بینی به نور او می بینغزل شمارهٔ ۱۲۵۷آن چنان حضرتی چنین می بینغزل شمارهٔ ۱۲۵۸نور رویش به چشم او می بینغزل شمارهٔ ۱۲۵۹آب می جوئی بیا با ما نشینغزل شمارهٔ ۱۲۶۰ذوق ما داری بیا با ما نشینغزل شمارهٔ ۱۲۶۱خوش بیا با ما درین دریا نشینغزل شمارهٔ ۱۲۶۲بر در می فروش خوش بنشینغزل شمارهٔ ۱۲۶۳کرمی کن بیا و خوش بنشینغزل شمارهٔ ۱۲۶۴چیست عالم سایه بان شمس دینغزل شمارهٔ ۱۲۶۵دیگران جانند و جانان شمس دینغزل شمارهٔ ۱۲۶۶نور چشم مردمست از دیدهٔ عالم نهانغزل شمارهٔ ۱۲۶۷گر گدائی کنی تو از سلطانغزل شمارهٔ ۱۲۶۸من به او زنده توئی زنده به جانغزل شمارهٔ ۱۲۶۹سین انسان گر برافتد از میانغزل شمارهٔ ۱۲۷۰مست بودی مست رفتی از جهانغزل شمارهٔ ۱۲۷۱اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندانغزل شمارهٔ ۱۲۷۲حمد تو بینهایت و لطف تو بیکرانغزل شمارهٔ ۱۲۷۳چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشانغزل شمارهٔ ۱۲۷۴قدمی نه به خلوت یارانغزل شمارهٔ ۱۲۷۵جام گیتی نمای ما انسانغزل شمارهٔ ۱۲۷۶گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهانغزل شمارهٔ ۱۲۷۷جام می عشق تو نوشم به جانغزل شمارهٔ ۱۲۷۸جام گیتی نما ز ما بستانغزل شمارهٔ ۱۲۷۹مائیم و جام باده و جانان جاودانغزل شمارهٔ ۱۲۸۰وقت سرمستی است مخموری بمانغزل شمارهٔ ۱۲۸۱گر خدا خواهی جدا از خود مدانغزل شمارهٔ ۱۲۸۲از ما مکن کنار که مائیم در میانغزل شمارهٔ ۱۲۸۳دمی در چشم مست ما نظر کنغزل شمارهٔ ۱۲۸۴بیا در چشم مست ما نظر کنغزل شمارهٔ ۱۲۸۵عالم سر آبی و سرابیست نظر کنغزل شمارهٔ ۱۲۸۶ای دل ز جهان ، جهان گذر کنغزل شمارهٔ ۱۲۸۷در چشم پر آب ما نظر کنغزل شمارهٔ ۱۲۸۸ای دل به درخانهٔ جانانه گذر کنغزل شمارهٔ ۱۲۸۹خانهٔ دل ز غیر خالی کنغزل شمارهٔ ۱۲۹۰بشنو ای یار و اضطراب مکنغزل شمارهٔ ۱۲۹۱دور شو ای عقل نادانی مکنغزل شمارهٔ ۱۲۹۲در صحبت ما همه صفاینغزل شمارهٔ ۱۲۹۳دردمندیم و از دوا ایمنغزل شمارهٔ ۱۲۹۴حال من از آن نرگس مستانه طلب کنغزل شمارهٔ ۱۲۹۵عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کنغزل شمارهٔ ۱۲۹۶ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کنغزل شمارهٔ ۱۲۹۷فرصت غنیمتست غنیمت رها مکنغزل شمارهٔ ۱۲۹۸با همه این سخن توان گفتنغزل شمارهٔ ۱۲۹۹خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتنغزل شمارهٔ ۱۳۰۰من عین تو و تو عین وین عینینغزل شمارهٔ ۱۳۰۱گر خبری داری از آن و از اینغزل شمارهٔ ۱۳۰۲زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای توغزل شمارهٔ ۱۳۰۳بیا ای راحت جانم که جان من فدای توغزل شمارهٔ ۱۳۰۴ای تاج فرق شاه فلک خاک پای توغزل شمارهٔ ۱۳۰۵شاهان جهان باشند از جان چو گدای توغزل شمارهٔ ۱۳۰۶بیا ساقی بده جامی که جان من فدای توغزل شمارهٔ ۱۳۰۷تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای توغزل شمارهٔ ۱۳۰۸ای منور دیدهٔ مردم به نور روی توغزل شمارهٔ ۱۳۰۹ز سودای سر زلفت پریشانم به جان توغزل شمارهٔ ۱۳۱۰در دیده توئی و دیده ام توغزل شمارهٔ ۱۳۱۱دل ز جان برگیر و جانان را بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۲جان فدا کن وصل جانان را بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۳جو چه می خواهی بیا دریا بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۴خوش در آ در بحر ما ما را بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۵تشنهٔ آب حیات از ما بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۶خوش در آ در بحر ما ما را بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۷خوش درآ در بحر ما ما را بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۸بگذر از قطره برو دریا بجوغزل شمارهٔ ۱۳۱۹نقد گنج کنج دل از ما بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۰در خرابات مغان ما را بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۱معنی اسم اعظم از ما جوغزل شمارهٔ ۱۳۲۲گوهر دُر یتیم از ما بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۳آبرو جوئی بیا از ما بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۴ای دل گشایشی ز در عاشقان بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۵گنج او در کنج دل ای جان بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۶در دل دریا دلی گوهر بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۷درد اگر داری دوا از خود بجوغزل شمارهٔ ۱۳۲۸بیا گر عشق می ورزی ز ما جانانه ای را جوغزل شمارهٔ ۱۳۲۹گر ذوق طلب کنی ز ما جوغزل شمارهٔ ۱۳۳۰ذوق سرمستان ز مخموران مجوغزل شمارهٔ ۱۳۳۱دنیا و آخرت بر رندان به نیم جوغزل شمارهٔ ۱۳۳۲در ره عاشقی به جان می روغزل شمارهٔ ۱۳۳۳خوش برو خوش بنوش خوش می روغزل شمارهٔ ۱۳۳۴از بود وجود خود فنا شوغزل شمارهٔ ۱۳۳۵مستانه ز خویشتن فنا شوغزل شمارهٔ ۱۳۳۶بقا در عشق اگر خواهی فنا شوغزل شمارهٔ ۱۳۳۷درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجوغزل شمارهٔ ۱۳۳۸چون مردمک دیدهٔ ما گوشه نشین شوغزل شمارهٔ ۱۳۳۹تا به کی در خواب باشی یک زمان بیدار شوغزل شمارهٔ ۱۳۴۰گفتهٔ عاشقان به جان بشنوغزل شمارهٔ ۱۳۴۱آه دلسوز عاشقان بشنوغزل شمارهٔ ۱۳۴۲قول ما حق است از حق می شنوغزل شمارهٔ ۱۳۴۳عالم منور است به نور جمال اوغزل شمارهٔ ۱۳۴۴نقشی نبسته ایم به غیر از خیال اوغزل شمارهٔ ۱۳۴۵آینهٔ جمال او نیست به جز جلال اوغزل شمارهٔ ۱۳۴۶هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای اوغزل شمارهٔ ۱۳۴۷نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای اوغزل شمارهٔ ۱۳۴۸چشم عالم روشن است از آفتاب روی اوغزل شمارهٔ ۱۳۴۹گوش کن تا بشنوی اسرار اوغزل شمارهٔ ۱۳۵۰عالم منور است به نور حضور اوغزل شمارهٔ ۱۳۵۱چشم عالم روشن است از نور اوغزل شمارهٔ ۱۳۵۲بستیم کمر به خدمت اوغزل شمارهٔ ۱۳۵۳عاشق ارخواهد حدیث از عشق جانان گو بگوغزل شمارهٔ ۱۳۵۴شاهبازی چو نعمت الله کوغزل شمارهٔ ۱۳۵۵غیر ما در بحر ما از ما مجوغزل شمارهٔ ۱۳۵۶تا نفرماید بگو بشنو ز من آن را مگوغزل شمارهٔ ۱۳۵۷برو ای عقل بس محال مگوغزل شمارهٔ ۱۳۵۸جان عاشق نجوید الا هوغزل شمارهٔ ۱۳۵۹به هرحسنی که می بینم جمالش می نماید روغزل شمارهٔ ۱۳۶۰دو سخن می شنو یکی می گوغزل شمارهٔ ۱۳۶۱این و آن در آرزوی او و اوغزل شمارهٔ ۱۳۶۲چشمی که ندیده نور آن روغزل شمارهٔ ۱۳۶۳در دو عالم یکست مثلش کوغزل شمارهٔ ۱۳۶۴این دوئی از چه خاست از من و توغزل شمارهٔ ۱۳۶۵بود ما پیدا شده از بود اوغزل شمارهٔ ۱۳۶۶به وجود او یکی بود نه دوغزل شمارهٔ ۱۳۶۷تا قیامت ترک جام می مگوغزل شمارهٔ ۱۳۶۸شد روان آب حیات ما به جوغزل شمارهٔ ۱۳۶۹این چشم تو دایم مدام آب روان دارد به جوغزل شمارهٔ ۱۳۷۰عمر بر باد می رود بی اوغزل شمارهٔ ۱۳۷۱کهنه است این شراب و جامش نوغزل شمارهٔ ۱۳۷۲می فراوان است اینجا جام کوغزل شمارهٔ ۱۳۷۳ذوق سرمستان ز مخموران مجوغزل شمارهٔ ۱۳۷۴جز یکی نیست در جهان دو مگوغزل شمارهٔ ۱۳۷۵ما خیالیم در حقیقت اوغزل شمارهٔ ۱۳۷۶هرچه گوئی به عشق او می گوغزل شمارهٔ ۱۳۷۷عارفانه بیا و خوش می گوغزل شمارهٔ ۱۳۷۸آینه بردار تا ببینی در اوغزل شمارهٔ ۱۳۷۹در محیط عشق او جز ما نبوغزل شمارهٔ ۱۳۸۰حضور یار بی اغیار خوش بوغزل شمارهٔ ۱۳۸۱رند و جام شراب خوش خوش بوغزل شمارهٔ ۱۳۸۲آفتاب حسن او عالم منور ساختهغزل شمارهٔ ۱۳۸۳عشق او خوش آتشی افروختهغزل شمارهٔ ۱۳۸۴عشق او شمع خوشی افروختهغزل شمارهٔ ۱۳۸۵خوش نقش خیالی است که بستیم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۳۸۶نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداختهغزل شمارهٔ ۱۳۸۷نور رویش دیدهٔ مردم منور ساختهغزل شمارهٔ ۱۳۸۸پادشاهی با گدائی ساختهغزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروختهغزل شمارهٔ ۱۳۹۰بر همه ذرات عالم آفتابی تافتهغزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشتهغزل شمارهٔ ۱۳۹۲عمریست تا دل من با بیدلان نشستهغزل شمارهٔ ۱۳۹۳نقش خیال رویش برآب دیده بستهغزل شمارهٔ ۱۳۹۴تا ببیند روی خود در آینهغزل شمارهٔ ۱۳۹۵آفتابی تافته بر آینهغزل شمارهٔ ۱۳۹۶همچو ما کیست در جهان تشنهغزل شمارهٔ ۱۳۹۷تا خیال روی خوبش دیده ام در آینهغزل شمارهٔ ۱۳۹۸ساقی بده آن می شبانهغزل شمارهٔ ۱۳۹۹می و جامیم و جان و جانانهغزل شمارهٔ ۱۴۰۰درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانهغزل شمارهٔ ۱۴۰۱درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانهغزل شمارهٔ ۱۴۰۲عشق را خود حجاب باشد نهغزل شمارهٔ ۱۴۰۳در دو عالم جز یکی دانیم نهغزل شمارهٔ ۱۴۰۴جان ز جانان دریغ دارم نهغزل شمارهٔ ۱۴۰۵تا نقش خیال تو نگاریم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۰۶دیده تا نور روی او دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۰۷ما نقش خیال تو نگاریم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۰۸می نگارد نگار بر دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۰۹توئی که راحت جانی و دیده را دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۰به نور دیده دیدم نور دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۱ما نقش خیال تو نگاریم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۲خیالش نقش می بندم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۳خیالش نقش می بندد به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۴خوش نقش خیالیست که بستیم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۵ما نقش خیال تو کشیدیم به دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۶خیالش نقش می بندد بهه دیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۷من روح نازنینم از کالبد رمیدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۸از همه آئینه پیدا آمدهغزل شمارهٔ ۱۴۱۹سایه و همسایه پیدا آمدهغزل شمارهٔ ۱۴۲۰در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمدهغزل شمارهٔ ۱۴۲۱در مظهر مطهر مظهر ظهور کردهغزل شمارهٔ ۱۴۲۲لطفش کرم نموده میخانه دام کردهغزل شمارهٔ ۱۴۲۳آن کیست کلای کج نهادهغزل شمارهٔ ۱۴۲۴جنت المأوای ما خلوتسرای میکدهغزل شمارهٔ ۱۴۲۵نوریست به چشم ما نمودهغزل شمارهٔ ۱۴۲۶در آینه عشق او نمودهغزل شمارهٔ ۱۴۲۷چشم نابینای ما از او بینا شدهغزل شمارهٔ ۱۴۲۸حسن او در آینه پیدا شدهغزل شمارهٔ ۱۴۲۹دیدهٔ دل از تو منور شدهغزل شمارهٔ ۱۴۳۰دیده صبح از تو منور شدهغزل شمارهٔ ۱۴۳۱جز یکی نیست بیائید که گوئیم همهغزل شمارهٔ ۱۴۳۲فارغ است این ساقی ما از همهغزل شمارهٔ ۱۴۳۳از همه پنهان و پیدا از همهغزل شمارهٔ ۱۴۳۴برافشان کلاله ز روی چو لالهغزل شمارهٔ ۱۴۳۵جانی که از تو نازد زیبا بود همیشهغزل شمارهٔ ۱۴۳۶به خدا تا ز خود شدم آگاهغزل شمارهٔ ۱۴۳۷هر بنده که سوی شه برد راهغزل شمارهٔ ۱۴۳۸راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراهغزل شمارهٔ ۱۴۳۹صورتا چاکر است و معنی شاهغزل شمارهٔ ۱۴۴۰حزنی آمد به نزدم صبحگاهغزل شمارهٔ ۱۴۴۱دل ز ما کردی بری یعنی که چهغزل شمارهٔ ۱۴۴۲سروری خواهی بیا و سر بنهغزل شمارهٔ ۱۴۴۳برو ای عقل و پند مست مدهغزل شمارهٔ ۱۴۴۴دامن عاشقان ز دست مدهغزل شمارهٔ ۱۴۴۵بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان دهغزل شمارهٔ ۱۴۴۶می عشقش به شیر مردان دهغزل شمارهٔ ۱۴۴۷بیا ساقی و جام می به ما دهغزل شمارهٔ ۱۴۴۸ساقی قدحی شراب در دهغزل شمارهٔ ۱۴۴۹چنین دیوان که ما داریم از دیوان دیوان بهغزل شمارهٔ ۱۴۵۰دولتت را که هست پایندهغزل شمارهٔ ۱۴۵۱گر به خانه روی و در بندیغزل شمارهٔ ۱۴۵۲درد می‌کش که تا دوا یابیغزل شمارهٔ ۱۴۵۳در آ در بحر ما با ما که عین ما به ما بینیغزل شمارهٔ ۱۴۵۴وه چه حسن است اینکه پیدا کرده ایغزل شمارهٔ ۱۴۵۵نرگست را باز سرخوش کرده ایغزل شمارهٔ ۱۴۵۶می حلالت باد اگر در بزم رندان خورده ایغزل شمارهٔ ۱۴۵۷عشق تو گنجی و دل ویرانه ایغزل شمارهٔ ۱۴۵۸خرمنی گندم نگر در دانه ایغزل شمارهٔ ۱۴۵۹نیک سیاح جهان گردیده ایغزل شمارهٔ ۱۴۶۰به چشم مست ما نگر که نور روی او بینیغزل شمارهٔ ۱۴۶۱ای که می گوئی که هستم از منیغزل شمارهٔ ۱۴۶۲بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینیغزل شمارهٔ ۱۴۶۳گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینیغزل شمارهٔ ۱۴۶۴عالمی صورتست و او معنیغزل شمارهٔ ۱۴۶۵شاه عالم گداست تا دانیغزل شمارهٔ ۱۴۶۶غیر حق باطلست تا دانیغزل شمارهٔ ۱۴۶۷همه تقدیر اوست تا دانیغزل شمارهٔ ۱۴۶۸هر چه هست آن یکی است تا دانیغزل شمارهٔ ۱۴۶۹در وجود او یکی است تا دانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۰همه عین همند تا دانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۱در هوای دنیای دون دنیغزل شمارهٔ ۱۴۷۲ما آن تو ایم ، آن تو دانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۳بی عشق مباش یک زمانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۴تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۵نعمت الله نمی شود فانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۶حرف جام شراب اگر دانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۷خواه نباتی و خواه حیوانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۸مرنجان جان باقی را برای این تن فانیغزل شمارهٔ ۱۴۷۹گرچه آب حیات را مانیغزل شمارهٔ ۱۴۸۰زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانیغزل شمارهٔ ۱۴۸۱ای درد تو درمان من جان منی تو یا تنیغزل شمارهٔ ۱۴۸۲هر زمان خاطر مرا شکنیغزل شمارهٔ ۱۴۸۳هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنیغزل شمارهٔ ۱۴۸۴دنیا حکایتیست حکایت چه می کنیغزل شمارهٔ ۱۴۸۵ای خواجه در حجابی از خود صفا نیابیغزل شمارهٔ ۱۴۸۶بی درد دلی دوا نیابیغزل شمارهٔ ۱۴۸۷بی درد دلی دوا نیابیغزل شمارهٔ ۱۴۸۸چو یارم دلبر دیگر نیابیغزل شمارهٔ ۱۴۸۹خبری گر ز حال ما یابیغزل شمارهٔ ۱۴۹۰گر ز صاحبنظر نظر یابیغزل شمارهٔ ۱۴۹۱هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابیغزل شمارهٔ ۱۴۹۲حال او از بشر چه می پرسیغزل شمارهٔ ۱۴۹۳هنر از بی هنر چه می پرسیغزل شمارهٔ ۱۴۹۴در پی عشق روان شو که به جائی برسیغزل شمارهٔ ۱۴۹۵عاقلی و نام عاشق می بریغزل شمارهٔ ۱۴۹۶زر به باران ده که تا جان را بریغزل شمارهٔ ۱۴۹۷گر به دلبر دل سپاری دل بریغزل شمارهٔ ۱۴۹۸دل به دلبر گر سپاری دل بریغزل شمارهٔ ۱۴۹۹درویش فقیریم و نخواهیم امیریغزل شمارهٔ ۱۵۰۰جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروریغزل شمارهٔ ۱۵۰۱گذری کن به سوی ما گذریغزل شمارهٔ ۱۵۰۲جز خیال تو درین دیده نگنجد دگریغزل شمارهٔ ۱۵۰۳گرچه میری در این جهان میریغزل شمارهٔ ۱۵۰۴مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیریغزل شمارهٔ ۱۵۰۵ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داریغزل شمارهٔ ۱۵۰۶جام ساقی پر مئی آریغزل شمارهٔ ۱۵۰۷عشق جانان اگر به جان داریغزل شمارهٔ ۱۵۰۸یاریست یار یاران یاری چگونه یاریغزل شمارهٔ ۱۵۰۹یار با ما نمی کنی یاریغزل شمارهٔ ۱۵۱۰تخم نیک و بدی که می کاریغزل شمارهٔ ۱۵۱۱سخن یار بشنو از یاریغزل شمارهٔ ۱۵۱۲آمد به درت جان عزیز از سر یاریغزل شمارهٔ ۱۵۱۳عمر ضایع مکن به بیکاریغزل شمارهٔ ۱۵۱۴در خرابات مجو همچو من میخواریغزل شمارهٔ ۱۵۱۵خواه در خواب و خواه بیداریغزل شمارهٔ ۱۵۱۶جان و جانان توئی چه پنداریغزل شمارهٔ ۱۵۱۷ماه من امشب برآمد خوش خوشیغزل شمارهٔ ۱۵۱۸ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشیغزل شمارهٔ ۱۵۱۹بر تخت دلم نشسته شاهیغزل شمارهٔ ۱۵۲۰درآمد از درم خوش پادشاهیغزل شمارهٔ ۱۵۲۱در آ در خلوت خاص الهیغزل شمارهٔ ۱۵۲۲کرم بنگر که الطاف الهیغزل شمارهٔ ۱۵۲۳دوش در خواب دیده ام شاهیغزل شمارهٔ ۱۵۲۴آئینهٔ حضرت الهیغزل شمارهٔ ۱۵۲۵از دوئی بگذر که تا یابی یکیغزل شمارهٔ ۱۵۲۶نیست مرا در نظر در دو جهان جز یکیغزل شمارهٔ ۱۵۲۷هان برسان به گوش او پیک صبا جکی جکیغزل شمارهٔ ۱۵۲۸ای در میان جانها از ما کنار تا کیغزل شمارهٔ ۱۵۲۹هر مرده که شد به جام می حیغزل شمارهٔ ۱۵۳۰عالم جامست و فیض او میغزل شمارهٔ ۱۵۳۱مجلس عشق است و ما سرمست میغزل شمارهٔ ۱۵۳۲متناهی شود به تو همه شیغزل شمارهٔ ۱۵۳۳توئی جانا که عین هر وجودیغزل شمارهٔ ۱۵۳۴اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودیغزل شمارهٔ ۱۵۳۵گر آینه عین او نبودیغزل شمارهٔ ۱۵۳۶درد عشقش اگر به جان بردیغزل شمارهٔ ۱۵۳۷گاهی به غم و گهی به شادیغزل شمارهٔ ۱۵۳۸ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدیغزل شمارهٔ ۱۵۳۹تا به کی گرد این جهان گردیغزل شمارهٔ ۱۵۴۰از جرعهٔ جام لایزالیغزل شمارهٔ ۱۵۴۱خراباتست و رندان لاابالیغزل شمارهٔ ۱۵۴۲ای از جمال رویت نقش جهان خیالیغزل شمارهٔ ۱۵۴۳جمالش دیده ام در هر خیالیغزل شمارهٔ ۱۵۴۴به حق آل محمد به نور پاک علیغزل شمارهٔ ۱۵۴۵نعمت الله ماست پیر ولیغزل شمارهٔ ۱۵۴۶دارم از عشق درد دل خیلیغزل شمارهٔ ۱۵۴۷ای که هستی محب آل علیغزل شمارهٔ ۱۵۴۸گفتهٔ عشاق می خوانم بلیغزل شمارهٔ ۱۵۴۹عشقبازی می کنم آری بلیغزل شمارهٔ ۱۵۵۰ترک مستم می پرستم یللیغزل شمارهٔ ۱۵۵۱تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شویغزل شمارهٔ ۱۵۵۲تن فداکن تا همه تن جان شویغزل شمارهٔ ۱۵۵۳دل به دلبر گر دهی دلبر شویغزل شمارهٔ ۱۵۵۴دل به دریا ده که تا دریا شویغزل شمارهٔ ۱۵۵۵هر زمانی بر آهکی گرویغزل شمارهٔ ۱۵۵۶ای عشق بیا که خوش بلائیغزل شمارهٔ ۱۵۵۷دلم بگرفت از این زهد ریائیغزل شمارهٔ ۱۵۵۸دل به دریا ده که دریادل شویغزل شمارهٔ ۱۵۵۹برو ای خواجهٔ عاقل از این دنیا چه می جوئیغزل شمارهٔ ۱۵۶۰گر جلال و جمال می جوئیغزل شمارهٔ ۱۵۶۱از برای خدا بیا ساقیغزل شمارهٔ ۱۵۶۲آمد آن ساقی سرمست و به دستش جامیغزل شمارهٔ ۱۵۶۳بر سر ما اگر نهی قدمیغزل شمارهٔ ۱۵۶۴ای که هستی به علم برهانی