غزل شمارهٔ ۴۹۵
چشم ما روشن به نور او بودهرچه می بینم از آن نیکو بود
آینه یک رو نماید در نظرهرکه او با آینه یک رو بود
غیر او چون نیست در دار وجودچشم ما بر روی غیری چو بود
رشتهٔ یک تو چرا بینی دو بودنیک بنگر رشته خود یک تو بود
عالمی از جود او دارد وجودما کجا باشیم اگر نه او بود
عاشق مستیم در کوی مغانعقل کل در بزم ما آنجو بود
سید ما در همه عالم یکی استبلکه خود مجموع عالم او بود