گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۰۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اداری۸ بیت
ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داریهوای خویشتن بگذر اگر ما را هوا داری
مرو دور ای عزیز من بیا نزدیک ما بنشینچرا بیگانه می گردی نشان آشنا داری
خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دستاز این مجلس گریزانی بگو عزم کجا داری
برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموریندارم راحتی از تو مرا زحمت چرا داری
فدا کن جان اگر خواهی که عمر جاودان یابیفنا شو از وجود خود اگر عشق بقا داری
ز خلوتخانهٔ دیده خیال غیر بیرون کنبگو ای نور چشم من به جای او که را داری
سبوی خود چو بشکستی به بحر ما چو پیوستیبشو غواص این دریا که دُری پربها داری
ندیم بزم سید باش اگر فردوس می جوئیحریف نعمت الله شو اگر نور خدا داری