غزل شمارهٔ ۱۵۰۴
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: یری۷ بیت
مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیریغلام همت عشقم که دارد این چنین میری
به ملک دنیی و عقبی خریدم کنج میخانهازین سودا که من کردم جهانی یافت توفیری
اگر رند خراباتم که خم باده می نوشمنه کم شد جرعه ای ز آن می نه من گشتم از او سیری
ز جام وحدت ساقی مدامم مست لایعقلحریفان را چو خود سازم نخواهم کرد تقصیری
ز دست عشق عقل ما نخواهد برد جان دانمکجا یابد خلاص آخر ضعیف از پنجهٔ شیری
بیا ای مطرب عشاق و ساز بینوا بنوازکه ما مستیم و تو ساقی ، مکن آخر تو تأخیری
طریق نعمت الله رو که یابی زود مقصودتکه غیر از راه او دیگر نیابد عاقبت پیری