گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۰۳

گرچه میری در این جهان میریچون رسد وقت ناگهان میری
آب سر چشمهٔ حیات بنوشتا نمانند این و آن میری
خوش کناری بگیر ازین عالمپیش از آن دم که در میان میری
زندهٔ جاودان توانی بودگر تو در پای عاشقان میری
هر که مُرد او دگر نخواهد مُردور نمیری چو دیگران میری
زنده دل باش و جان به جانان دهگرنخواهی که جاودان میری
نعمت الله به ذوق جان بسپردتو چنان رو که همچنان میری