غزل شمارهٔ ۶۱۱
از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صدذات یکی صفت بسی خاص یکی و عام صد
حسن یکی و در نظر آینه بی شمار هستروح یکی و تن هزار باده یکی و جام صد
گر به صد آینه یکی رو بنمود صد نشدنقش خیال او صد و صد نشد آن کدام صد
همدم جام پر میم ساقی مجلس ویمپیش یکی گرفته ام ساغر می مدام صد
نام یکی اگر یکی صد نهد ای عزیز منصد نشود حقیقتش یک بود او به نام صد
در دو جهان خدا یکی نیست در آن یکی شکیملک بسی ملک یکی شاه بسی غلام صد
عاشق و مست و واله هم همدم نعمة اللهمنوش کنم به عشق او ساغر می به کام صد