غزل شمارهٔ ۱۲۲۰
ما عاشق چشم مست عشقیمسرمست می الست عشقیم
سودا زدگان باده نوشیمشوریده و می پرست عشقیم
گلدستهٔ باغ لایزالیمپیوسته چو گل به دست عشقیم
از هستی خویش نیست گشتیمهستیم چنانکه مست عشقیم
در خلوت خانهٔ خراباترندانه حریف مست عشقیم
مائیم که ماهی محیطیمافتاده به دام شست عشقیم
گه سید و گاه بنده باشیمگه عالی و گاه پست عشقیم