غزل شمارهٔ ۱۲۲۱
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: اردنورچشم۵ بیت
هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشمهر نفس شکلی دگر از نو برآرد نور چشم
این چنین خوناب دل کز چشم ما گشته روانچشم ما بی آبروئی کی گذارد نور چشم
چون خیال اوست هر نقشی که آید در نظرلاجرم بر پردهٔ دیده نگارد نور چشم
چشم مستش دل ز عیاران عالم می بردمردم گوشه نشین را خود چه آرد نور چشم
نعمت الله نور چشم مردم بینا بوداین چنین نوری به مردم می سپارد نور چشم