غزل شمارهٔ ۱۴۶۸
وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: انیکیاستتادانی۷ بیت
هر چه هست آن یکی است تا دانیجان جانان یکی است تا دانی
ساغر می یکیست نوشش کنمیر مستان یکی است تا دانی
موج و دریا اگرچه دو نامندعین ایشان یکی است تا دانی
درخرابات عشق مستان راکفر و ایمان یکی است تا دانی
روی خود را در آینه بنگردو مگو آن یکی است تا دانی
سخن ما یکیست دریابشقول یاران یکی است تا دانی
نعمت الله در همه عالمنزد رندان یکی است تا دانی