غزل شمارهٔ ۱۳۴۰
گفتهٔ عاشقان به جان بشنواین چنین گفته ای آنچنان بشنو
با تو گویم حکایت مستانبشنو از قول عاشقان بشنو
نوش کن جام می که نوشت بادبا تو گفتم ز جان به جان بشنو
از سر ذوق گفته ام سخنیآن معانی ازین بیان بشنو
می و جام و حریف و ساقی اوستدو مگو کان یکیست آن بشنو
از کنار نگار اگر پرسیدر میان آ و از میان بشنو
سخن سیدم روان می خوانآه جانسوز عاشقان بشنو