گنج

غزل شمارهٔ ۷۸۸

در ازل بر ما در میخانه را بگشوده‌اندتا ابد این سلطنت ما را عطا فرموده‌اند
ما خراباتی و رند و عاشق میخواره‌ایمعالمی پیمانهٔ پر می به ما پیموده‌اند
نقش غیرش از خیال ما به کلی برده‌اندبنگر این آیینهٔ روشن که چون بزدوده‌اند
مجلس رندانهٔ ما بزم سرمستان بودباده‌نوشان جهان از ذوق ما آسوده‌اند
عاشقان در حضرت معشوق رقصی می‌کنندتا ز مطرب یک دو بیت از قول ما بشنوده‌اند
صورت و معنی عالم خوش به آیین بسته‌انددر همه آیینه‌ها بر ما رخی بنموده‌اند
خلوت دیده مقام نعمت الله کرده‌اندنور چشم ما به ما در چشم ما بگشوده‌اند