گنج

غزل شمارهٔ ۱۴۴۹

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انبه۷ بیت
چنین دیوان که ما داریم از دیوان دیوان بهچه جای دیو با دیوان که از ملک سلیمان به
دوای درد دل درد است اگر داری غنیمت دانکه دُرد درد عشق او به نزد ما ز درمان به
رهاکن کفر و هم کافر مسلمان باش مردانهچوخواهی مرد ای درویش اگر میری مسلمان به
دل معمور آن باشد که خوش گنجی بود در ویدگر گنجی در او نبود بسی زان کنج ویران به
چو دل با تو نمی ماند به دلبر گر دهی اولیچو جای از تن بخواهد شد فدای روی جانان به
خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دستچنین بزمی ملوکانه ز خاقانی خاقان به
غلام سید ما شو که سلطان جهان گردیبه نزد حق غلام او بسی از شاه سلطان به