گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۵

دل ما از منی و ما بگذشتپا نهاد از سر هوا بگذشت
مدتی دُرد درد دل نوشیدعاقبت درد و هم دوا بگذشت
از وجود و عدم خلاصی یافتاز فنا نیز وز فنا بگذشت
ای که گوئی که ابتدا چه بودابتدا چیست انتها بگذشت
نقش غیری خیال می بستمخواب بود آن خیال ما بگذشت
نود و پنج سال عمر عزیزهمه در دین مصطفی بگذشت
نعمت الله یگانه ای داندکه یگانه ز دو سرا بگذشت