گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۸۵

عالم سر آبی و سرابیست نظر کنبنگر که سرآب و سرابیست نظر کن
نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیستدر دیدهٔ ما صورت خوابیست نظر کن
اما نظری کن به حقیقت که توان دیدعالم همه چون آب و حبابیست نظر کن
آبست و حبابست درین بحر هویدااین هر دو به هم جام و شرابیست نظر کن
گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاستدر اصل همه قطرهٔ آبیست نظر کن
هر ذره که بینی به تو خورشید نمایدروشن بنگر ماه نقابیست نظر کن
در کوی خرابات بجو سید ما رامی بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن