گنج

غزل شمارهٔ ۶۷۶

عالم از جود او بود موجودهرچه دیدیم بی وجود نبود
نامرادیم او مراد همهیافتیم از عطای او مقصود
جام گیتی نما به ما بخشیدنور خود را به عین ما بنمود
بزم عشق است و ما چنین سرمستهر که آمد به بزم ما آسود
خوش بیا جام می بگیر و بنوشساقی عاشقان چنین فرمود
عود دل سوخت آتش عشقشعود خوش بود و آتشی بی دود
صفت و ذات او ظهوری کردنعمت الله از آن شده موجود