غزل شمارهٔ ۱۱۱۱
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: انتمنم۷ بیت
درد دل آمد که درمانت منمسوز جان آمد که جانانت منم
چشم مست آمد که دینت می برمکفر زلف آمد که ایمانت منم
شد پریشان زلف او بر روی اوگفت مجموع پریشانت منم
پادشاهی با گدای خویش گفتنقد گنج کنج ویرانت منم
مطرب عشاق می گوید به سازبلبل مست گلستانت منم
ساقی سرمست جام می به دستآمده یعنی که مهمانت منم
گفتمش سید غلام عشق تو استگفت هستی بنده ، سلطانت منم