گنج

غزل شمارهٔ ۱۱۱۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اننتوانم۷ بیت
من ترک می و صحبت رندان نتوانمیک لحظه جدائی ز حریفان نتوانم
بی ساغر و بی شاهد و بی می نتوان بودبی دلبر و بی مجلس جانان نتوانم
هرگز ندهم جام می ازدست زمانیجان است رها کردن آسان نتوانم
گوئی که بکن توبه ازین باده پرستیزنهار مگو خواجه که من آن نتوانم
سریست مرا در سر و با کس نتوان گفتدردیست مرا در دل و درمان نتوانم
در کوی خرابات مغان مست و خرابمبودن نفسی بی می و مستان نتوانم
در دیدهٔ من نقش خیال رخ سیدنوریست که پیدا شده پنهان نتوانم