غزل شمارهٔ ۱۱۰۹
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اننتوانم۷ بیت
من ترک می و صحبت رندان نتوانماز جان گذرم وز سر جانان نتوانم
گوئی که برو توبه کن از باده پرستیزنهار مگو خواجه که من آن نتوانم
بی زاهد و بی صومعه عمری بتوان بودلیکن نفسی بی می و مستان نتوانم
صدخانه توانم که به یک دم بگذارمترک در میخانهٔ رندان نتوانم
با عشق در افتادم و تدبیر ندارمدر درد گرفتارم و درمان نتوانم
راز دل و دلدار نخواهم که بگویماما چه توان کرد چو پنهان نتوانم
با سید رندان خرابات حریفممنکر شدن حال حریفان نتوانم