غزل شمارهٔ ۱۴۶۰
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: وبینی۷ بیت
به چشم مست ما نگر که نور روی او بینیهمه عالم به نور او اگر بینی نکو بینی
خیالی نقش می بندی که این جان است و آن جانانبود این رشته یک تو و لیکن تو دو تو بینی
در آ با ما درین دریا و با ما یکدمی بنشینکه آبروی ما یابی و دریا سو به سو بینی
ز سودای سر زلفش پریشانست حال دلاگر زلفش به دست آری پریشان مو به مو بینی
بیا آئینه ها بستان و روی خود در آن بنماکه محبوب محبت خود نشسته روبرو بینی
مرا گوئی که غیر او توان دیدن معاذاللهچو غیرش نیست در عالم بگو چون غیر او بینی
به جان سید رندان که من او را به او دیدماگر چشمت بود روشن تو هم او را به او بینی