غزل شمارهٔ ۳۳۷
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: الاوست۷ بیت
در هر چه نظر کردیم نقشی ز خیال اوستدر آینهٔ عالم تمثال جمال اوست
گر آب حیات ماست در چشمهٔ حیوان استمی نوش که نوشت باد ، کان عین زلال اوست
هر ذره که می بینی خورشید در او پیداستناقص نبود حاشا کامل به کمال اوست
با ذات غنی او عالم همه درویشندسلطان و گدا یکسان ، جائی که جلال اوست
دل رفت سوی دریا ما در پی دل رفتیماز عقل مجو ما را بیرون ز خیال اوست
این مجلس رندان است ما عاشق سرمستیممخمور نمی گنجد اینجا چه مجال اوست
گر ساقی سرمستان جامی دهدت بستانزیرا که می سید از کسب حلال اوست