گنج

غزل شمارهٔ ۷۶۴

جام می گر به دست ما برسدپادشاهی به این گدا برسد
لب جام شراب اگر بوسمخوش نوائی به بینوا برسد
دُردی درد دل اگر نوشمدرد ما را از آن دوا برسد
گر جفا و وفا رسد ما راخوش بود هر چه از خدا برسد
هر که فانی شود از این خانهبه سراپردهٔ بقا برسد
بحر عشق است و ما در او غرقیمهر که آید به آشنا برسد
نعمت الله را به دست آردهر غریبی که او به ما برسد